تصویر سونگمینی که کف اتاقش دراز کشیده بود دوباره نشونه از این داشت که دلش رو جای اشتباهی باخته!
دستش رو زیر سرش گذاشت و پاهاش رو توی شکمش جمع کرد.
برگههای پروندهی مینهو دورش پخش شده بودن و یکی از برگهها توی دستش مچاله شده بود.
قطرههای اشکش روی آستین سوییشرت طوسی رنگش میافتدن و خاطرات سونگمین رو یادآوری میکردن.
تمام لحظاتی که مینهو وسط در ناخودآگاه دستش رو روی سر سونگمین میکشید،
تمام دقایقی که با عشق توی چشمهاش خیره میشد و نگاههای نافذ و پر از عشقش رو تحویل اون میداد،
وقتهایی که همدیگه رو بدون توجه به اینکه احساساتشون رو هیچوقت بیان نکردن، به آغوش میکشیدن،
تمام این لحظات داشت مثل فیلم از جلوی چشمهاش رد میشد.
با خوندن اظهاریهی قربانی پرونده بارها خودش رو جای اون شخص گذاشته بود و سعی میکرد بفهمه چه احساسی داشته.
همهی چیزی که بعد از خوندن جرمهای مینهو به ذهنش رسید، این بود که کاش براشون دلیلی داشته باشه اما...
اما بعد از خوندن کلمهی "تجاوز" تنها چیزی که از خدا خواست این بود که این پرونده و اظهاریهی قربانی داخلش همگی دروغ باشه!
اشکهاش رو پاک کرد و سر جاش نشست.
هنوز با آخرین توانش درحال نگه داشتن ستون عشقی بود که مدتها از سیاهی دور نگهش داشته.
هنوز هم اجازه نداده بود اون کاغذها ذهنش رو به دست بگیرن.
اشکهاش رو کنار زد و گفت: دروغه! حتما دروغه.
حتی اگر خودش هم بگه باور نمیکنم.
برای خودش آب ریخت و داروهاش رو خورد. چندتا نفس عمیق کشید و بعد از قایم کردن کاغذها توی سوییشرتش، رفت تا دنبال مینهو بگرده.
همه میدونستن حس اون دو نفر به هم عمیقتر از این بود که با وجود یک شخص سوم و دسیسههاش از هم بپاشه.
سونگمین میخواست این رو به چانگبین هم اثبات کنه!
...
مرد پیر دستهاش رو پشتش گرفت و جلوی پنجره ایستاد.
-میبینم که با وجود این همه اتفاق هنوز عوض نشدی!
طول اتاق رو راه رفت و گفت: هنوز هم توپت پره و میخوای همه ببینن که تو هم وجود داری. خب به چه نتیجهای رسیده؟ اینجا هم محبوبی؟ مثل همون محلهی چی بود اسمش؟ درست مثل خودت و دوستهات مضحک بود.
مینهو اما دو سال و نیم تمرین کرده بود که همچین روزی عصبی نشه.
برای همین بعد از دیدن "آقای سئو" فقط با یه نیشخند شروع کرد به برانداز کردن اتاق.
از آخرین باری که بهش حمله دست داده بود خیلی میگذشت و همین نگرانش کرد.
نمیخواست امروز اون روزی باشه که سئو و پسرش قراره ضعفش رو ببینن.
KAMU SEDANG MEMBACA
𝘚𝘪𝘭𝘦𝘯𝘵 𝘓𝘰𝘵𝘶𝘴
Fiksi PenggemarFanFiction Title: Silent Lotus Couple: Hyunlix - Chanlix - 2min - Chanin Genre: Psychology, Romance, Mystery, Angust, Love Triangle, Days: fridays بخشی از داستان: دکتر وو به حیاط سرسبز کلینیک خیره شد:"هرکدوم از چشمهایی که توی آینه دیده میشه یه ق...
