Nous avons mis à jour nos Directives de Contenu.
Consultez les dernières directives pour continuer à partager des histoires en toute sécurité.

18: Fear of The Water

148 20 39
                                        

ترکیب الکل و رفتارهای ناسازگار همسر آقای لی، یک باره همه چیز رو مثل مشعل وسط یک کلبه‌ی چوبی آتیش زد.

اینکه همسرش زمان بارداری مینهو ذوق زده بود و بیشتر از دخترش به مینهو علاقه داشت باعث شده بود مادرش اون رو گزینه مناسبی برای بهانه تراشی و البته خالی کردن دق و دلی خودش بدونه.
قرارهای مخفیانه و هدیه و دسته گل‌های گاه و بی‌گاه آقای سئو باعث شده بود مینهو بفهمه قضیه از چه قراره.
اما هربار سعی می‌کرد شرایط رو به خواهرش توضیح بده با انکار شدید اون مواجه می‌شد.

زمان درحال گذشتن بود و پدر مینهو درحال فرسوده شدن توی اوج جوانی.

با تلاش‌های نصفه نیمه‌ی مادرش و خودش، پدرش حاضر می‌شد مدتی الکل رو کنار بذاره و سرکار بره و کمی هم پس انداز می‌کرد.

که اگر مادرش زرنگ نبود و اون پولها جایی بند نمی‌شد همگی خرج الکل‌های آقای لی بود.
البته که مادر مینهو تقریبا توی رفاه بود ولی با توجه به حرفهای آقای سئو بهتر بود صبر کنن تا زمانی که آقای لی کاملا زمین بخوره طوری که دیگه نتونه از جاش بلند بشه.
توی این فاصله مینهو فروپاشیدن اولین قهرمان زندگی خودش رو با چشم می‌دید اما هیچ کاری ازش برنمی‌اومد که انجام بده.

تمام چیزی که شب و روز بابتش به خودش فشار می‌آورد این بود که آخرین قطرات علاقه‌ای که به پدرش داره رو به هر زحمتی شده حفظ کنه!

تو بازه‌ی زمانی‌ای که سعی می‌کرد از دست رفتارهای خشن پدرش فرار کنه توی آینه به خودش نگاه می‌کرد و از خودش می‌خواست زیر این فشار دووم بیاره تا همه چیز به یک طریقی تمام بشه.

اما خب یک نفر باید به اون بازی خاتمه می‌داد و مینهو منتظر بودن رو بیشتر از این روا ندید.
از پدر و مادرش به یک اندازه نفرت داشت اما برای رهایی از زحمتی که به دوشش انداخته بودن هم که شده باید این کار رو انجام می‌داد.

وقتی که ۱۷ سالش بود با پرس و جو از محله‌‌ای که پدرش اونجا بزرگ شده شماره تلفن عموی خودش رو پیدا کرد و باهاش ارتباط گرفت.

و پدرش رو درحالی که اعتبار و خانواده‌ش رو از دست داده بود و تمام چیزی که داشت اعتیاد بود، راهی یک شهر دیگه کرد.

وقتی مادرش متوجه شد بدون اینکه تشکری کنه یا عصبی بشه و هر واکنش دیگه‌ای؛
راه افتاد و هر وسیله‌ای توی خونه مربوط به همسرش بود رو جمع کرد و جلوی در گذاشت.

مهر و محبتی که خودش تبدیل به خشونت کرده بود حالا گریبان گیرش شد و لحظات سختی که با آقای لی سپری کرده بود رو فراموش نمی‌کرد.

بعد از رفتن پدر مینهو و طلاق غیابی، آقای سئو بلافاصله اونها رو به خونه‌ی خودش برد.

همسرش موقع به دنیا اومدن پسرش یعنی چانگبین، از دنیا رفت پس با کمال میل مادر مینهو به عنوان همسر دومش خونه رو ترک کرد.

𝘚𝘪𝘭𝘦𝘯𝘵 𝘓𝘰𝘵𝘶𝘴Des histoires addictives. Découvrez maintenant