36: Lost Nymphaea

87 15 50
                                        

مینهو و سونگمین مثل یه زوج عاشق که یکیشون آسیب دیده و اون یکی داره ازش مراقبت می‌کنه، توی سالن غذاخوری نشسته بودن.
کمی بعد جونگین که از آقای هوانگ جدا شد هم بهشون اضافه شد.

مینهو که از حضور جونگین راضی نبود، این رو توی حرفهاش و حرکاتش به وضوح نشون داد!

سونگمین پرسید: خب قضیه چیه جناب؟

جونگین قصد نداشت از فیلم دوربین‌ها چیزی به کسی بگه خصوصا مینهو، برای همین در جواب سوال سونگمین گفت:
مشخصه کی باعث آتیش سوزی شده، کارهای حقوقیش دارن انجام میشن نگران نباشید من کارم رو بلدم!

مینهو جواب داد: از لحظه‌ای که اومدی داری پز وکیل بودنت رو میدی ببینم میخوای چه گلی به سرمون بزنی... اگر سئو نیافته زندان از چشم تو می‌بینم!

جونگین به صندلی تکیه داد و نوشیدنی مینهو را از جلوی اون برداشت.
نِی رو نزدیک لبش برد و گفت: گفتم که نگران نباش، پشت میله‌ها می‌بینیش!

سونگمین نگاهی به سر تا پای جونگین انداخت و زیر لب گفت: وا چه پررو.

مینهو که متوجه شد سونگمین از حرکت جونگین خوشش نیومده، لبخند ریزی زد و مشغول غذاش شد.
جرات نداشت چیزی بگه چون ممکن بود جونگین شروع کنه به تعریف کردن گذشته برای سونگمین!

سونگمین برای اینکه صمیمیت خودش رو با مینهو نشون بده از مینهو پرسید: راستی چان و هیونجین چرا زده بودن تو سر و کله‌ی همدیگه؟! سر فلیکس دعواشون شده بود؟!

مینهو تایید کرد و گفت: راستش منم نفهمیدم ولی مثل اینکه چان چیزی رو به فلیکس گفته که نباید می‌گفته و هیونجین هم از این موضوع عصبی شده بود و به چان حمله کرد.
خودمونیم اصلا بهش نمی‌خورد انقد خوب دعوا کنه و کتک بزنه من فکر می‌کردم فقط بلده کتاب بخونه... یجوری زد تو صورت چان که لبش خون اومد!

سونگمین با غذاش بازی بازی کرد و گفت: بالاخره یه دلیلی داره که اون هم اینجاست.

مینهو سرتکون داد و در جواب گفت: دقیقا.. اگر این سر نمی‌رسید همدیگه رو کشته بودن!
اون حرکات هیستیریکی که من از هیونجین دیدم کمِ کم چند واحد آرامبخش وریدی و عضلانی می‌خواست!

جونگین لبخند منحصر به فرد خودش رو زد و گفت: منظورتون از هیونجین همونیه که از چان کتک خورده بود؟

سونگمین سر تکون داد و گفت: از بیمارای اینجاست.

جونگین جواب داد: وا! چه جالب!

مینهو اخم کرد و پرسید: چیش جالبه؟ می‌خوای مسخره کنی یه کاری کنم الان یه فرم بستری بدن دستت نظرته؟!

جونگین بلافاصله گفت: نه بابا من سگ کی باشم مسخره کنم برای این گفتم که هیونجین رفت همین یکم پیش!

𝘚𝘪𝘭𝘦𝘯𝘵 𝘓𝘰𝘵𝘶𝘴Donde viven las historias. Descúbrelo ahora