28:When Yesterday Returns

119 16 31
                                        

وقتی درحال قدم زدن بودن، متوجه شدن که تایم ملاقات ماهانه رسیده و اکثر بیمارها دارن با نزدیکانشون دیدار می‌کنن.

به طرف چان و فلیکس رفتن که از بقیه تنهاتر به نظر می‌رسیدن.

-دوباره که اینجایی، هرروز باید ریختت رو تحمل کنم.

چان سر مینهو رو هُل داد و گفت: همونطوری که این همه سال تحمل کردی.

قیافه‌ش رو کج کرد و گفت: خیلی سخت بود، نمی‌بینی پیشونیم چروک افتاده؟ همه‌ش به خاطر توئه.

فلیکس وسط بحثشون پرید: بوتاکس بزن.

چان بازوهاش رو از زیر سوییشرت نشون داد و گفت: پس ببین من چی کشیدم!

سونگمین اضافه کرد: پس با اذیت‌های مینهو گنده‌تر شدی؟

چان جواب داد: نه هربار که رفت روی مخم یه ست به ست‌های تمرینم اضافه کردم.

فلیکس که دنبال فرصت بود تا بتونه یکمی چان رو توی جمع امتحان کنه گفت: مینهو، می‌شه بیشتر اذیتش کنی شاید سیکس پک هم درآورد.

سونگمین بدون اینکه فکر کنه گفت: مینهو داره.

فلیکس هیجان زده پرید وسط.
-اوهاااا ببینم؟؟؟ خیلی خفنه همیشه دلم می‌خواست داشته باشم!

سونگمین چشمهاش رو ریز کرد و از اینکه مینهو رو گیر آوردن خوشحال شد.

+راست میگه ببینیم.

چان که عصبی شده بود چون فلیکس به سیکس پک‌هاش توجهی نکرده گفت: حالا لازم نیس وسط حیاط شکمش رو نشون بده اونم درحالی که کلی آدم اینجاست. فکر می‌کنن دیوونه‌ایم.

مینهو خیره به چان نگاه کرد و فلیکس و سونگمین تقریبا همزمان گفتن: خب مگه نیستیم؟!

هیونجین از پشت سرشون اضافه شد و گفت: دست از مسخره کردن این موضوع بردارین!
حالا اگه یکی همین رو بهمون گفته بود چیکارش می‌کردین؟

سونگمین گفت: درباره‌ی مینهو بهش حق می‌دادم، از دور هم داد می‌زنه دیوونه‌ست.چان سرد نگاهش کرد و درحالی که تظاهر می‌کرد با هیونجین کاری نداره.
-نردِ ضدحال.

مینهو دستهاش رو توی جیبش برد و گفت: استثناََ باهات موافقم.

هیونجین دست به سینه شد و روی نیمکت نشست.
درحالی که سعی می‌کرد یخ بودن نیمکت فلزی رو به روی خودش نیاره با کنایه گفت: حداقل با نرد بودنم به کسی آسیب نرسوندم.

سونگمین که متوجه شده بود، طوری که نه سیخ بسوزه نه کباب جواب داد: اوه مثل اینکه خبرها زود می‌پیچه!

چان از فرصت استفاده کرد: آره خب وقتی مثل کفتار کمین کرده باشی همچین موقعیت‌هایی هم گیرت میاد!

مینهو برخلاف انتظار درگیر نشد.
-الان بهت نمی‌پردازم باشه بعدا.
این‌هارو ول کنید بچه ها، بیاید پارت جدید دراما و کارگاه بازی رو شروع کنیم.
حوصله‌م سر رفته.

𝘚𝘪𝘭𝘦𝘯𝘵 𝘓𝘰𝘵𝘶𝘴Where stories live. Discover now