مینهو از بازگشت شکوهمندانهی سونگمین خرسند بود و میخواست سر در بیمارستان اعلامیهی شکست چانگبین برافرازه!
هردوی اونها رسما نادیده گرفته بودن که چطور همدیگه رو تخریب کردن و از هم جدا شدن.
کنار هم برای پیدا کردن اتاق عموی مینهو میرفتن...
بین راه سونگمین به در و دیوار و راهروهای اون آسایشگاه با دقت نگاه میکرد و افکار عمیقش به سمت ذهنش حرکت کردن.
اینکه مدت بستریش براش یک موهبت بود یا عذاب؟ دور بودن از خانوادهای که تقریبا ازشون خبری نداره سختتر بود یا اینکه اینجا تحت درمانهای سنگین قرار بگیره و نتیجهای حاصل نشه؟
سونگمین که درحال پاسخ به سوالات ذهنش بود، با صدای مینهو از غار افکارش خارج شد.
-به من فکر میکنی؟ عاشقمی اعتراف کن.
ذهنت درگیرم شده.
سونگمین مشت آرومی به بازوش زد و گفت: میذاری دو دقیقه تو حال خودم باشم یا نه؟!
مینهو جدی توی چشمهاش نگاه کرد و گفت: معلومه که نه!
توی مدتی که جدا بودیم داشتم دق میکردم رسما تبدیل به یک طبقه سومی شدم!
دیگه نمیذارم از کنارم جم بخوری.
سونگمین که کمی جا خورده بود جواب داد: هیچوقت فکرش رو نمیکردم یک نفر توی راهروهای بیمارستان روانی به عشقش به من اعتراف کنه!
مینهو دستش رو گرفت و گفت: ولی من کاملا فکرش رو میکردم که کارم به اینطور جاها کشیده شه!
+آره خب.. به هرحال از زندان بهتره!
با چشمهای خشمگین نگاهش کرد و جواب داد: اومدی و نسازی! قرار نبود از اطلاعاتم سواستفاده کنی...
سونگمین جلوتر رفت و دستهاش رو داخل جیبش گذاشت.
+هرکاری دلم بخواد میکنم!
وقتی بعد از کلی گشتن اتاق موقت آقای هوانگ رو پیدا کردن، با یک میز خالی مواجه شدن.
-زکی! به کاهدون زدیم که.
سونگمین وارد اتاق شد و گفت: حتما داره کاری انجام میده، بالاخره که میاد!
به مینهو نگاه کرد و ادامه داد: راستی ببینم الان پرستارها نمیان سراغت؟
مینهو دست به سینه شد و به طرف ورودی سالن حرکت کرد.
-خب در واقع بعد از اینکه انگشت سئو رو از بند درآوردم و عموم اومد بالای سرش فکر نمیکنم از این دستورات مضحک بده؛ شوک الکی صبح هم بخیر گذشت!
سونگمین چشمهاش رو ریز کرد و جواب داد: تو حقیقتا انسان خطرناکی هستی!
مینهو خندید و قدمهاش رو بلندتر کرد.
- از کجا معلوم که تو از من خطرناکتر نیستی؟ هیچوقت چیزی دربارهی خودت بهم نگفتی، حالا که تو هم از من میدونی کنجکاو شدم...
YOU ARE READING
𝘚𝘪𝘭𝘦𝘯𝘵 𝘓𝘰𝘵𝘶𝘴
FanfictionFanFiction Title: Silent Lotus Couple: Hyunlix - Chanlix - 2min - Chanin Genre: Psychology, Romance, Mystery, Angust, Love Triangle, Days: fridays بخشی از داستان: دکتر وو به حیاط سرسبز کلینیک خیره شد:"هرکدوم از چشمهایی که توی آینه دیده میشه یه ق...
