15/01/2021 - Friday
Published at 02:12 p.m.
۱۳۹۹/۱۰/۲۶ - جمعه - ساعت دو و دوازده دیقهی ظهر..............................................................
سلام.
میخوام جدی حرف بزنم ولی لحنمو خشن برداشت نکنید. فقط جدیه...
میخواستم اینو بعد از پارت 35 بگم اما جای خیلی قشنگی تموم نشده بود پس، به این یکی پارت موکولش کردم...خب.. من چندینبار تا الان گفتهم از میزان بازخوردها راضی نیستم. گفته بودم دارم انگیزهمو از دست میدم.
و خب، حالا من اینجام! کاملا سردم و دیگه هیچ علاقه و میلی به به اشتراک گذاشتنِ لتوی عزیزم ندارم. چون بنظرم حقش این نبود واقعا...از کسایی که تا اینجا همراهش بودند کمال تشکر و قدردانی رو دارم ولی منم یه هدفگذاریای برای لتو داشتم که خب حتی پنج درصد هم محقق نشد.
واسه همین آپلودشو متوقف میکنم. سهتا دلیل محکم براش دارم. یکیش همینی بود که گفتم. بازخوردِ بشدت پایین.
یه دلیل دیگهشم که به خودم مربوطه اینه که اخیرا دچار درگیریهای شدید ذهنی و جسمی هستم و تا همینجاشم واقعا به زور و با تلاش زیاد ادامه دادم. همهی ما زندگیای خودمون رو داریم و مطمئنا درک میکنید. و با اینحال من تمام تلاشمو کردم که هیچوقت آپش عقب نیوفته یا کیفیتش افت نکنه.
دلیل سوم که واقعا خیلی تاثیر داشت توی تصمیمِ جدی برای متوقف کردنِ آپلودِ LTO، اینه که...
خب من قبلا به این اشاره کرده بودم که لتو تا بیشتر از 90پارتش پیش خودم آمادهست. البته کامل که نه. ورژن قبلیشه که آپدیت کردنش با سیستم جديد کلی کار داره و وقت و حوصله میخواد.
ولی خب قضیه از اونجایی شروع شد، که بطور عجیب و لعنتشدهای، از پارت 42 لتو یهو ناپدید شده. تموم چیزایی که نوشته بودم... کاملا محو شدهند! از توی موبایلم، از توی چنل شخصیم توی تلگرام که اونجا هم سیوشون کرده بودم! کاملا غیبشون زده و رفتهن هوا!و من اونا رو حدود یکسال پیش نوشته بودم. با توجه به اینکه بخاطر تشویش ذهنیم بشدت مشکل تمرکز و حافظه دارم، پس فکر کنم واضح باشه که الان اصلا نمیتونم به یاد بیارم قبلا چیا نوشتهم. مخصوصا جزئیاتشونو!
و خب شما خودتونو بذارید جای من.. پنجاهپارت بلندی که من با ذوق و اشتیاق نوشته بودم، حالا یهو ناپدید شدهند و من چندین روز سعی کردم پیداشون کنم... اما نتیجهای نداشت. دود شده رفته هوا.. طوری بهم ضربه وارد شد سر این قضیه، که دیگه آدمِ قبلی نمیشم... این اتفاق حدود دوهفته پیش افتاد و من یکهفتهی تمام شوک خالص بودم... باورم نمیشد همچین بلایی سرم اومده! ولی خب دیگه.. اتفاق افتاده! احساسِ از دست دادنِ بچهای که از خون و گوشتم بوده رو دارم...خلاصه که همهی اینا روی هم، باعث شدند که فعلا آپ لتو متوقف شه. من احتیاج دارم یکم از استرس آپ کردنش خلاص شم، استراحت کنم و همچنین خودم و ذهنمو جمع و جور کنم... نمیدونم.. شاید بعدا بازم ادامه بدم. شایدم نه.. نميدونم.. واقعا الان هیچی نمیدونم...
فقط دلم میخواد یهسال کامل بخوابم.شرمنده اگه زیادی چرت و پرت گفتم.
خوشحال میشم درک کنید.
شاید حالم خوب بشه و بتونم دوباره شروع کنم. شایدم نه.
اگه این آخرین حرفامه، بدونید که لتو دوستتون داره.
اما خب، همیشه فقط دوست داشتن کافی نیست... ؛)...
...
...
....

ESTÁS LEYENDO
☾✵Learn To Obey✵☽
Misterio / Suspenso❌❌متوقف شده❌❌ ⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔ ⛓🔱❗️Learn To Obey❗️🔱⛓ ⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔⚔ *# یاد بگیر اطاعت کنی #* شخصیتای داستان مانی (یه پسر ترنس) و شیرین (یه دختر آروم با موهای قهوهای روشن و چشمای عسلی) هستند که توی یه پارتی دزدیده میشن و سر از عربستان درمیارن...