زی_از لبت داره خون میاد
صداش ارتعاش شدیدی داره و چشم هاش مدام پر و خالی میشن
تا وقتی که بعد از گذشت چند لحظه لیام به آرومی از روی صندلی بلند میشه و توی فاصله ی کمی ازش وایمیسه
انقدر کم که نوک موهای بهم ریخته ی زین به قفسه سینه و گردنش کشیده میشن
بلافاصله عطر تلخ و سردش مشام زین رو پر میکنه و قطره اشک درشتی رو روی گونه ش میچکونه
اتفاقی که باعث میشه زین بی اختیار پیشونیش رو به سر شونه ی لیام تکیه بده
و طی چند ثانیه صدای هق زدن هاش بالا بگیره و پارچه پیراهن لیام از اشک هاش خیس بشه...
بعد از چندین سال زیر قولش زده و هر لحظه انتظار این رو داره که از سمت لیام پس زده بشه
اما...
وقتی یکی از دست های لیام دور شونه و دست دیگه ش دور کمرش حلقه میشه تمام معادلاتش بهم میریزن!
و همین کافیه تا با شدت بیشتری به گریه کردن رو بیاره...
لیام بغلش کرده؟ بعد از چند روزی که براش به اندازه چندین سال گذشته؟
نمیتونه باور کنه...
نمیتونه باور کنه که اون مرد به گریه کردنش همچین واکنشی نشون داده!
به دوباره زیر قول زدنش...
شاید بُریده!
از اینکه اون پسر زیر همه قول هاش زده و انتظار این رو داشته که اشک هاش رو ببینه
شایدم میتونه درکش کنه و بهش حق گریه کردن توی اون شرایط خاص رو بده...
اما این قرار نیست براش سخت و نفس گیر نباشه!
انقدری که اشک های اون پسر که پارچه پیراهنش رو خیس میکنن، و صدای هق زدن های دردناکش و لرزش بدنش...
همه و همه باعث میشن ضربان قلبش به طور هولناکی بالا بره
جوری که زین میتونه تپش اون ماهیچه ی بی قرار رو روی قفسهی سینه خودش حس کنه و برای چند لحظه حواسش پرت بشه
چرا قلبش انقدر تند میزنه؟!
زی_لی
به آروم اسمش رو صدا میزنه و متوجه تنگ تر شدن آغوشش میشه
انگار که میخواد بگه "اسمم رو صدا نکن" اما نمیتونه!
هیچ حرفی نمیزنه چون فکر میکنه که اگه به حرف زدن رو بیاره اون پسر رو ناراحت تر میکنه
اما نمیدونه که هیچ چیزی نمیتونه باعث بشه که زین ازش ناراحت بشه...
ار_بهتره برید خونه، دیروقته
با صدای اریک از فکر بیرون میاد و کمی از لیام فاصله میگیره
دست خودش نیست که نمیتونه به اون چشمها نگاه کنه و بی اختیار سرش رو پایین میندازه...

YOU ARE READING
Violet♡[Ziam] Season 1 Completed
Non-Fictionبقراط میگه هر آدمی یکی از رنگ های آبی، قرمز، سبز یا زرده اما من میگم تو ویولتی... زیباترین تناژ بنفش💜 "اگه روحیه حساسی دارید خوندن این بوک رو بهتون پیشنهاد نمیکنم" آپ نامنظم