(زین)
"از تمام دنیا همین یه "تو" رو به من بدن برای تمام عمرم بسه...
این آدما رو میبینی؟
همشون صبح تا شب پی به دست آوردن چیزی جون میکنن که تازه وقتی بهش میرسن میفهمن آنچنان هم ارزش خاصی براشون نداشته
اما من...
یه عمره که دنبالتم و میدونم که وقتی بهت برسم تو قراره با ارزش ترین دارایی من باشی
چون مگه دیگه کی "مثل تو" میتونه منو از دل سیاهی بیرون بکشه و توی رج به رج پیراهن سفید خودش غرق کنه!
که من نمیدونستم عاشقتم و همه ی وجودم ازت پر بود
حالا که میدونم و از من سر ریز شدی چجوری قراره دووم بیارم که حتی به روم اخم کنی؟!
اخم هات...
همون خطوط کم عمقی که قلبم رو مثل یه تیکه کاغذ باطله ی استفاده نشده که در هر حال محکوم به نابودیه مچاله میکنن
تا حواسم باشه که گره انداختن بین ابروهات هیچوقت قرار نیست عاقبت خوبی برام داشته باشه...
نفس کشیدن سخت شده
انگار که وسط یه آتیش بزرگ نشستم و دود داره ریه هام رو مچاله میکنه
اما اشکالی نداره
نفس کشیدن وقتی تورو ندارم به کارم نمیاد، بذار ریه هام مچاله بمونن...
ولی نه!
اگه بخوای به من برگردی چی؟
اگه بخوای من بهت برگردم...
اونوقت به ریه هام برای نفس کشیدن توی خم گردنت احتیاج دارم
احتیاجی که هیچ جوره برطرف شدنی نیست!
یه درد کشنده همه ی وجودمو پر کرده
نکنه بازم تو داری درد میکشی و من حسش میکنم؟
بهت که گفته بودم درد تو درد منه...
درد تو درد منه که دارم با تمام وجودم حسش میکنم
چند شب و چند روزه... چندین و چند ساله
درست از وقتی که چشمم بهت افتاد و با دیدن خنده هات دونه ی سبزی توی قلبم جوونه زد
بعد از اون دیگه من، من نبودم...
من، سراسر "تو" بودم
تویی که کم کم به بند بند روح و تنم ریشه دووندی
از فرق سر تا نوک پا...
حالا فقط کافیه شریانی ازت قطع بشه تا به خونریزی بیوفتم!
همه ی اینارو گفتم که بگم من به تو وصلم
وصل تر از بچه با بند ناف، به مادرش

YOU ARE READING
Violet♡[Ziam] Season 1 Completed
Non-Fictionبقراط میگه هر آدمی یکی از رنگ های آبی، قرمز، سبز یا زرده اما من میگم تو ویولتی... زیباترین تناژ بنفش💜 "اگه روحیه حساسی دارید خوندن این بوک رو بهتون پیشنهاد نمیکنم" آپ نامنظم