←
"تکیه شو از کاناپه های مخمل نسکافه ای میگیره و نگاه کوتاهی به کتابای درسی اون دختر میندازهیکی از کتابارو برمیداره و وقتی پاکت سفید رنگی از لای کتاب بیرون میوفته نگاهش رنگ کنجکاوی میگیره
پاکتو از روی زمین برمیداره و بازش میکنه
و به محض اینکه متوجه محتواش میشه اخم عمیقی بین ابروهاش جا میگیره
کاغذ آزمایشگاهو بین انگشتاش مچاله میکنه و صدای فریادش بلند میشه:
لی_کیت
فقط چند ثانیه طول میکشه تا اون دختر از آشپزخونه بیرون بیاد و با دیدن کاغذی که بین دستای لیام مچاله شده رنگ از صورتش بپره
لی_این چیه؟
با عصبانیت میغره و نفس کشیدن از یاد کیت میره
لی_تو بارداری؟
وقتی جوابی از سمت اون دخترِ وحشت زده دریافت نمیکنه صدای عربده ش بالا میگیره:
لی_جواب بده
کیت که به شدت ترسیده از صدای فریاد بلند لیام سرجاش میپره و چشمای سبز عسلیش پر میشن
ک_م... من... لیام
عجز آلود سکوت میکنه و قلبش با شدت زیادی به قفسه ی سینه ش کوبیده میشه
چی باید بگه؟
اصلا چی داره که بگه؟لی_تو چی؟ توی لعنتی چی؟
فاصله ی بینشونو پر میکنه و با عصبانیت میغره
لی_دهنتو باز کن و حرف بزن وگرنه زنده ات نمیذارم
ک_من... نمیخواستم
به آرومی زمزمه میکنه و توی خودش جمع میشه
و همین کافیه تا نگاه لیام رنگ ناامیدی بگیره و با آشفتگی دستشو بین موهاش بکشه
لی_ای وای
زیرلب زمزمه میکنه و نفس سنگینشو از ریه هاش بیرون میده
لی_تو فقط شونزده سالته
وقتی سکوت اون دخترو میبینه صدای عربده ش بالا میگیره
لی_توی لعنتی فقط شونزده سالته
متقابلا کیت که تحت فشار زیادیه بی اختیار داد میزنه:
ک_خودم اینو میدونم
لی_صداتو برای من بلند نکن
بدون پایین آوردن تن صداش جواب میده و دست سنگینشو روی گونه ی اون دختر میکوبه
لی_اگه میدونستی همچین غلطی نمیکردی
کیت که صورتش از شدت اون ضربه به سمت شونه ش متمایل شده دستشو روی گونه ی ملتهبش میذاره و به آرومی هق هق میکنه

YOU ARE READING
Violet♡[Ziam] Season 1 Completed
Non-Fictionبقراط میگه هر آدمی یکی از رنگ های آبی، قرمز، سبز یا زرده اما من میگم تو ویولتی... زیباترین تناژ بنفش💜 "اگه روحیه حساسی دارید خوندن این بوک رو بهتون پیشنهاد نمیکنم" آپ نامنظم