sixty

714 131 500
                                    

(لویی)

به محض بیرون اومدن هنری از اتاق لیام به سمتش پا تند میکنه و نگاه پر تشویش و منتظرش رو به چشم های اون مرد میدوزه

لو: حالش چطوره؟

ه: تو لویی بودی، درسته؟

به آرومی میپرسه و وقتی اون پسر با تکون دادن سرش تایید میکنه نگاهش رو به اطراف میگردونه

ه: کریس کجاست؟

لو: اداره پلیس... میشه بگی حال لیام چطوره؟

عصبی و کلافه کلمات رو کنار هم میذاره تا شاید اون مرد به دهن باز کردن و خبر دادن از حال لیام بهش راضی بشه

ه: الان خوبه

کاغذهای روی شاسی بین دست هاش رو زیر و میکنه و درحالی که نفسش رو با آشفتگی از ریه هاش بیرون میده نگاهش رو بالا میاره

ه: احتمال میدم تشنج کردنش به دلیل فشار عصبی باشه که با توجه به شرایطش دور از ذهن نیست

البته جواب آزمایش ها هنوز نیومده و نمیشه در این مورد نظر قطعی داد... باید منتظر باشیم...

لویی به آرومی سر تکون میده و نگاهش پایین میوفته

و همین کافیه تا دست هنری روی شونه ش قرار بگیره و با لحن دلگرم کننده ای لب باز کنه

ه: نگران نباش حالش بهتر میشه... فقط باید خیلی مراقبش باشیم...

تشنج ها نباید ادامه دار بشن...

به علاوه ی اینکه وقتی داشتم معاینه ش میکردم متوجه اود کردن حساسیتش شدم

ممکنه با هربار تشنج کردن، حساسیت عصبیش با شدت بیشتری خودش رو نشون بده...

و من از این بابت نگرانم که این اود کردن حساسیت چشم هاش رو درگیر کنه

لو: ممکنه؟

با نگرانی مضاعفی میپرسه و حس وحشت از نگاه روشنش میباره

ه: متاسفانه آره... ممکنه

انتهای جمله ش بغض سنگینی گلوی پسر کوچیکتر رو چنگ میزنه و نگاه بی فروغش بی هیچ حرفی پایین میوفته

اود کردن حساسیتش چشم هاش رو درگیر کنه؟

چه جمله ی نحسی!

.
.
.
.

(کریس)

بدون برداشتن نگاه عصبی و خصمانه ش از روی مردی که جلوی روش نشسته و با خونسردی تمام بهش خیره شده سعی بر کنترل کردن ریتم تند نفس هاش داره

اما مگه میشه در برابر اون پوزخند های پی در پی و تمسخر آمیز آروم موند؟!

اصلا آروم موندن قراره چه سودی براش داشته باشه؟

فک منقبض شده از حرصش جوری توی چشم میزنه که انگار قراره مثل حیوون درنده ای شکارش رو تیکه پاره کنه

Violet♡[Ziam] Season 1 CompletedWhere stories live. Discover now