master

1.9K 145 16
                                        

با همین ظاهرم وارد اتاق جلسات پدرم شدم

¡Ay! Esta imagen no sigue nuestras pautas de contenido. Para continuar la publicación, intente quitarla o subir otra.

با همین ظاهرم وارد اتاق جلسات پدرم شدم...بی توجه به چشم غره هاش روی یکی از صندلی ها نشستم و به حرف هاشون گوش دادم...
پدرم بعد اینکه کلی با نگاهش به من فحش داد
سمت مانیتور بزرگی رفت و روشنش کرد...
روی صفحه مانیتور عکس هایی از یه آدم سن بالا ولی برخلاف میان سال بودنش خوش لباس و سر حال بود...پدرم روبروی ما ایستاد و شروع به حرف زدن کرد

_ این شخص که دارید مشاهده میکنید اسمش پارک سونگوو هستش...صاحب بزرگترین هتل کره جنوبی و یه شغل مخفی هم داره که جز مافیاهاست...
ما خوب میشناسیمش چون خودمون نابودش کردیم ولی بعد از کلی سال الان پسرش برگشته تا انتقام پدرش رو بگیره به همراه یکی از پسر های شریک پدرش کیم تهیونگ...ما توی خطر بزرگی هستیم آون پسر برای ما و کار ما خطرناکه برای همین جلسه گذاشتم با شماها...چون شما هم توی نابود کردنش سهم داشتین

همه چرت و پرتای پدرم رو گوش کردم...ازش متنفرم...پدرم مامانمو کشت جلوی چشم های من..
بعدشم هر روز به من تمرین های سخت میداد...
از من یه هیولا ساخت..هیچ حق انتخابی نداشتم...
پدرم وسط حرف هاش عکس مانیتور رو عوض کرد

_ این پسری که مشاهده میکنید کیم تهیونگ پسر کیم مارکوس شریک پارک سونگوو

¡Ay! Esta imagen no sigue nuestras pautas de contenido. Para continuar la publicación, intente quitarla o subir otra.


_ این پسری که مشاهده میکنید کیم تهیونگ پسر کیم مارکوس شریک پارک سونگوو...
پدرش یکی از کله گنده هاست و این کار رو برای ما سخت میکنه چون با پسر پارک سونگوو در ارتباطه
و باهاش همکاری میکنه تا ما رو نابود کنه

عکس صفحه عوض شد...آب دهنمو به سختی قورت دادم... این پسر یه فرشتس

 این پسر یه فرشتس

¡Ay! Esta imagen no sigue nuestras pautas de contenido. Para continuar la publicación, intente quitarla o subir otra.
وانشات های کوکمینDonde viven las historias. Descúbrelo ahora