وانشات
با هر ژانری که ازم بخواید می نویسم
+ دوست دارم
همینطور که اسلحه تو دستش بود گفت: منم دوست دارم
+ آگه واقعا منو دوست داری، بکشش
کاپل: کوکمین
سلام
دوستان این یه وانشاته از کوکمین
#kookmin: #1
one-shot: #1
Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.
با همین ظاهرم وارد اتاق جلسات پدرم شدم...بی توجه به چشم غره هاش روی یکی از صندلی ها نشستم و به حرف هاشون گوش دادم... پدرم بعد اینکه کلی با نگاهش به من فحش داد سمت مانیتور بزرگی رفت و روشنش کرد... روی صفحه مانیتور عکس هایی از یه آدم سن بالا ولی برخلاف میان سال بودنش خوش لباس و سر حال بود...پدرم روبروی ما ایستاد و شروع به حرف زدن کرد
_ این شخص که دارید مشاهده میکنید اسمش پارک سونگوو هستش...صاحب بزرگترین هتل کره جنوبی و یه شغل مخفی هم داره که جز مافیاهاست... ما خوب میشناسیمش چون خودمون نابودش کردیم ولی بعد از کلی سال الان پسرش برگشته تا انتقام پدرش رو بگیره به همراه یکی از پسر های شریک پدرش کیم تهیونگ...ما توی خطر بزرگی هستیم آون پسر برای ما و کار ما خطرناکه برای همین جلسه گذاشتم با شماها...چون شما هم توی نابود کردنش سهم داشتین
همه چرت و پرتای پدرم رو گوش کردم...ازش متنفرم...پدرم مامانمو کشت جلوی چشم های من.. بعدشم هر روز به من تمرین های سخت میداد... از من یه هیولا ساخت..هیچ حق انتخابی نداشتم... پدرم وسط حرف هاش عکس مانیتور رو عوض کرد
Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.
_ این پسری که مشاهده میکنید کیم تهیونگ پسر کیم مارکوس شریک پارک سونگوو... پدرش یکی از کله گنده هاست و این کار رو برای ما سخت میکنه چون با پسر پارک سونگوو در ارتباطه و باهاش همکاری میکنه تا ما رو نابود کنه
عکس صفحه عوض شد...آب دهنمو به سختی قورت دادم... این پسر یه فرشتس
Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.