Prat 10

421 85 17
                                        

بعد از اتمام ساعت کاری، مستقیم با جکسون به کانگ نام و کلوپی که گفته بود رفتند.

پیش از ورود ایستادند تا جکسون توصیه‌های مورد نیاز را به او بکند.

ـ ببین این جا مثل اون کلوپ قبلیه نیست. باید خیلی مودب و خوش رفتار باشی. فکر کن تو رستورانی و مادمازل جلومون وایستاده. قیافتو دیگه نمیتونی تغییر بدی ولی هر چی خوش اخلاق تر باشی مشتریای بهتری گیرت میاد.

ـ قراره دقیقا چیکار کنیم؟ 

ـ الان میریم تو میفهمی. 

دستش را کشید و دنبال خودش داخل برد.
برعکس دیگر کلاب‌هایی که دیده بود، داخل این یکی تنها یک موزیک مالیم در حال پخش بود.

راهروی ورودی را گذراندند و پله های زیادی را پایین رفتند.

در سالن اصلی کلاب اکثر میز ها خالی بودند و باقی ان ها با زن‌هایی میانسال که تنهایی نشسته بودند و هر از گاهی به ساعتشان نگاه میکردند پر بود.

ـ اینجا چه عجیبه... چرا انقدر ساکته؟

جکسون چیزی نگفت.

و او را به اتاق رختکنی که پشت سالن بود برد.

در را که باز کرد، انگار وارد اتاق گریم شده باشد، پسر هایی همسن و سال خودش یا روی صندلی ها داشتند دستی به سر و صورتشان میکشیدند یا مشغول انتخاب لباس بودند.

جکسون دوباره دست جیمین را گرفت و او را از میان چند نفر خوش و بش کنان گذراند تا به دختر جذابی که روی یک صندلی نشسته بود و در مورد لباس ها نظر میداد رساند:

- خانم رزالین ما اومدیم.

رزالین با دیدن جکسون که جیمین را جلو میکشید از جا بلند شد.
لبهایی سرخ داشت و موهای شینیون شده اش را پشت سر جمع کرده بود.
در ان ماکسی مشکی جذابیت خاصی داشت. 

جکسون گفت:

+ این همون کسیه که اوردمش. 

رزالین سر تا پای جیمین را که کف دستانش عرق کرده بود برانداز کرد.
جیمین حس خوبی نداشت.
وقتی زن‌های مسن را کنار این مردان میگذاشت، تصویر عجیبی در ذهنش شکل می گرفت. 

ـ جکسون... بیا قبلش بگو اینجا چجوری جاییه.

کنار گوش جکسون پچ پچ کرد و رزالین جلو امد.
چانه جیمین را گرفت و صورتش را خوب نگاه کرد.
بعد لبخندی رضایت بخش زد:

+ خوبه. یکم روش کار کنم به درد میخوره. 

جیمین یک قدم عقب رفت و اب دهانش را فرو داد:

-ب...بببببه درد چی؟ منظورش چیه جکسون؟

جکسون بازوی جیمین را کشید:

+ آبرومونو نبر بهت توضیح میدم. 

رزالین سمت دیگری را نگاه کرد:

Mint Choco (Kookmin) Where stories live. Discover now