Part 30

484 126 76
                                        

قبل خوندن بگم که این پارت رو به سختی آماده کردم چون مریض شدم و واقعا چشمام باز نمیشدن

و دومین چیز اینکه از تعداد ووت و کامنت‌ها راضی نیستم واقعا
اگر حمایت نکنید شرط آپ میزارم....

حتما اول ستاره پایین رو روشن کنید و بعد پارت رو بخونید.

🍫







حق با جونگکوک بود.
روز شلوغی بود.
از زمانی که پا داخل شرکت گذاشته بودند، جونگکوک مدام در رفت و آمد میان استودیوی عکاسی و دفترش یک لحظه هم ننشست.
گاهی فریادش بالا میرفت و سانی را برای کند بودنش سرزنش میکرد و گاهی زورش به دیگر کارمندان پاره وقت کمک دستش می رسید.
قرار بود مدل راس ساعت ۲ آنجا باشد و برخلاف چیزی که جیمین شنیده بود، به نظر می
رسید ساختن صحنه، آماده کردن موارد تبلیغاتی و تنظیم نور زمان زیادی می برد.
جیمین در این مدت کار زیادی نمی توانست انجام دهد جز اجرای دستورهای سانی و گاهی مین جی در رابطه با جا به جا کردن برخی وسایل.
باقی زمانش را به تمیز کردن میزها و آماده کردن نوشیدنی برای بقیه مشغول بود.
نوشیدنی جونگکوک را که به دستش داد، بدون حرفی از او فاصله گرفت.
سرش شلوغ تر از آن بود که بخواهد وقتش را بگیرد و حتی وقتی پرسیده بود ناهار را برایش بیاورد یا نه، پاسخی نداد و دوباره سانی را فراخوانده بود.
جیمین گوشه‌ای ایستاد و چنگ از داخل باکس در دست او یک نوشیدنی با طعم هلو برداشت:
- روزایی که عکس برداری داره رسما یه چیزی تسخیرش میکنه. احتمالا یه هِل هَوند. دست خودش باشه همه رو پاره میکنه.
جیمین کمی فکر کرد:
- هل هوند؟
- سوپرنچرال ندیدی؟
- نه.
- ولش کن. فقط بدون اونم پاچه میگیره.
جیمین ریز خندید:
-من نگران گلوشم.
ـ اتفاقا آخر شبا دیگه صداش در نمیاد. یه چیز گرم واسش آماده کن. ترجیحا گل گاو زبون.
جیمین سر تکان داد:
- باشه.
- البته مدل امروز یکم خاصتر از بقیه‌اس. واسه همین بیشتر از همیشه داره سخت میگیره.
ـ خاصه؟ کیه که انقدر مهمه؟
چنگ لبخندی زد:
- یه خانوم خیلی خوشگل.
مین جی با قدم‌های کوتاه و سریع سمتشان رفت:
- اومدن.
چنگ به شانه جیمین زد:
- چنین فرصتایی زیاد تو زندگیت پیدا نمیکنی. فقط حواست باشه ازش امضا نگیری. از این کار خوشش نمیاد.
جیمین دنبال چنگ بیرون رفت.
در شیشه‌ای شرکت باز شد و دختر زیبایی که از تمام اعضای گروهش بلندتر بود، ماسک به صورت و کلاه کپ بر سرش وارد شد و مستقیم به استودیو رفت.
جونگکوک با لبخندی عمیق به استقبالش رفت و او را در آغوش کشید.
این کار حتی جیمین را کنجکاو تر هم کرده بود.
میخواست وارد استودیو شود تا صورتش را که حالا ماسک و کلاهش را برداشته بهتر ببیند که سانی صدایش زد:
- پارک جیمین؟ قهوه‌ام ریخت اینجا. میشه زحمتشو بکشی؟
جیمین تی را برداشت و سریع زمین را پاک کرد و خودش را به استودیو رساند.
خانم بازیگر دکلته سفیدی به تن کرده و زیر دست میکاپ ارتیستان در حال انجام میکاپش بود.
اما در همان حال هم جونگکوک کنارش ایستاده و تصویر او را در آینه مخاطب قرار داده و مشغول صحبت بود.
جیمین هنوز فرصت دیدن چهره‌اش را پیدا نکرده بود که سانی باز هم صدایش زد و جیمین ناچار به او پیوست.
سانی یک جعبه مقابلش گذاشت:
- پارک جیمین‌ این برچسبارو بچسبون رو این نوشیدنیا.
جیمین یکی از برچسب‌ها را برداشت:
-اینا چیه؟
ـ عکس خانم چونه دیگه. رییس برای مهمونای خاصش اینکارو میکنه.
جیمین با دقت به چهره روی استیکرها نگاه کرد. آشنا بود ولی به یاد نمی آورد.
جیمین مشغول چسباندن برچسب‌ها شد و سانی چند لحظه بعد برگشت:
- کمک نمیخوای؟
جیمین سر تکان داد:
- نه.
- خوبه چون باید برگردم.
و دوباره داخل استودیو برگشت.
این بار زویی که کارش به ظاهر تمام شده بود به او پیوست:
-خسته شدی؟
جدا کردن استیکرها با وجود ناخن های کوتاهش کار راحتی نبود.
- نه. فقط اینا راحت جدا نمیشه.
زویی یکی را برداشت:
- همیشه یکم ناخن بلند جواب میده.
جیمین به زویی لبخندی زد و استیکری که از کاغذ جدا کرده بود گرفت.
زویی یک کاتر آورد و کنارش گذاشت:
- با این راحت تره.
- ممنون.
جیمین با چسباندن هر استیکر نگاهی به داخل استودیو می انداخت.
انقدر شلوغ بود که نه چیزی میدید نه چیزی میشنید.
زویی که جیمین را زیر نظر داشت گفت:
- طرفدارشی؟
- طرفدار کی؟
زویی یکی از نوشیدنی هایی که برچسب داشت مقابلش گرفت:
-چون جی هیون.
- نمیدونم. هنوز درست ندیدمش.
- قطعا دیدیش.
موبایلش را برداشت و نامش را سرچ کرد و به جیمین نشان داد.
جیمین صدایی از خودش خارج کرد:
- عااااا.... اهان... اره میدونم کیه. پوستر تبلیغ سوجوش هنوز تو بار آقای گو هست... منظورم تو روستامونه.
زویی سری تکان داد و جیمین لب هایش را با زبان تر کرد و یک استیکر دیگر جدا کرد:
-میگم... ولی این خانم بازیگر... خیلی با جونگکوک صمیمی به نظر میان. منظورم رئیسه. یعنی تا حالا ندیده بودم با کسی تا این حد نزدیک باشه.

Mint Choco (Kookmin) Donde viven las historias. Descúbrelo ahora