Part 26

423 105 44
                                        

هوای دلپذیر صبح، عطر خنک چمن های نمدار و بوی تازگی آب رودخانه او را وادار به کشیدن نفس‌های عمیق می کرد.
هنوز رطوبت را حس می کرد و آفتاب کمی تند بود اما این ها مانع لذت ان روز تعطیل بدون مشغله نمی شد. در این بین بم با لذت روی چمن ها غلت می خورد و جونگکوک را به دنبال خودش به اطراف می کشید تا کنجکاوی‌اش را و مهم‌تر از همه «قلمرو اش» را تعیین کند.
جایی زیر سایه یک درخت و نزدیک به رودخانه وسایل را زمین گذاشتند.
چنگ بروشور راهنمای چادر را با دقت مطالعه کرد و غرید:
-جئون جونگکوک؟ میخوای بیای یه کمکی بدی؟
جیمین بروشور را از دست چنگ گرفت و به جونگکوک که با شنیدن صدای چنگ داشت برمیگشت گفت:
-لازم نیست خودمون حلش میکنیم.
- ببینم تو بلدی؟
- نه ولی این راهنماشه دیگه.
بعد مشغول سرهم بندی چادر شدند.
چنگ بیشتر به عنوان ناظر تماشا کرد و دستور داد و جیمین خیلی زود آن را سر پا کرد. دست هایش را بهم زد و با گرفتن خاک آن ها، توپ را برداشت:
- خب دیگه بریم بعد میایم واسه بقیه چیزا.
بعد به سمت جونگکوک و بم که کمی آن طرف تر بودند دوید:
-بمممممم؟؟؟ بگیرش!
توپ را آرام سمتش هول داد و در کمال تعجب جونگکوک، بم بو کشیدن را تمام کرد و سمت توپ دوید و جونگکوک را که انتظارش را نداشت، پشت سر جا گذاشت.
ـ اوی پارک جیمین‌؟ بار آخرت باشه اینکارو میکنی. دیدی چجوری از دستم در رفت؟
ـ سگا عاشق توپن. الانم به اندازه کافی انرژیشو گذاشت و این ور اون ور علامت گذاشت. ولش کن بازی کنیم.
ـ ولی تا حالا ولش نکردم.
ـ سه تامون حواسمون هست. بیا بم برو دنبالش.
بم مثل یک بازیکن خبره دنبال توپ رفت و جونگکوک گفت:
-قلاده‌اشو باز نکن.
بعد خودش در سمت دیگر ایستاد.
جیمین وقتی به توپ رسید بم به سمت دیگر دوید و چشم به توپ دوخت و منتظر ماند.
جیمین خندید:
-پس دروازه بانی دوست داری؟ بگیرش.
بعد با قل خوردن توپ بم آن را دنبال کرد و این کار را باز هم تکرار کرد و اینبار جونگکوک و چنگ هم با آن ها همراهی کردند. جونگکوک تا به حال بم را تا این حد خوشحال و پر انرژی ندیده بود پس دوربینش را برداشت و به جیمین و چنگ گفت ادامه دهند و خودش مشغول عکاسی شد. بم با موهای کاراملی و بلندش شبیه یک گلوله پشمک شکلاتی خندان به اطراف می دوید و تصویرش در کنار توپی که اندازه نصف خودش بود خیلی بامزه بود. در زوایای مختلف از او عکس می گرفت و گاهی در این میان، دوربین را از زوم روی بم خارج می کرد و با وسیع شدن دیدش، چنگ و جیمین هم داخل تصاویر می افتادند. نگاهی به عکس‌هایی که گرفته بود انداخت و بعد چیزی داخل ان ها توجهش را جلب کرد. روی عکس جیمین با کلاه کپ و در حالتی مانند انداختن توپ بولینگ خم شده زوم کرد و لبخندش را با دقت بیشتری نگاه کرد. تا حالا دقت نکرده بود ولی جیمین صورت کوچک با زوایای خوبی داشت اما قسمت مورد علاقه‌اش به عنوان یک عکاس، تیز شدن فکش هنگام خندیدن بود.دوربین را بالا اورد و بار دیگر و این بار باز زوم کردن روی جیمین، تصاویر بیشتری را ثبت کرد. جیمین در حال دویدن، جیمین در حال نوازش بم، جیمین در حال روپایی، جیمینی که بم را بغل کرده بود، جیمینی که به دوربین خیره شد...
آخری یک دفعه ضربان قلب جونگکوک را بالا برد و وقتی دوربین را پایین اورد، جیمین گفت:
-اینجا خوبه؟ چنگ توام بیا.
چنگ به آن ها پیوست و جونگکوک لبخندزنان عکس را ثبت کرد و بعد جیمین گفت:
- چنگ تو برو دوربینو بگیر از ما عکس بگیر.
چنگ جایش را با جونگکوک عوض کرد و جونگکوک کنار جیمین ایستاد که بم خندان را بغل گرفته بود بعد جیمین دست دیگرش را دور گردن جونگکوک انداخت.
چنگ علامت داد «خوبه»؛
کلیک.
جونگکوک سر برگرداند و به نیم رخ جیمین نگاهی انداخت؛
کلیک.
جیمین با حس کردن نگاه جونگکوک سمت او برگشت و نگاهشان باهم تلاقی کرد؛ کلیک.
جیمین گفت:
-چیزی رو صورتمه؟
جونگکوک که نمی خواست نگاه از او بگیرد دروغی سر هم کرد:
-اوم. مژه...
بعد دستش را جلو برد و مژهای نامرئی را از زیر چشمش برداشت. از برخورد انگشتان اشاره و شست جونگکوک با پوست جیمین، جرقه ای خفیف زده شد و هر دو را عقب زد.
ـ واو... دست تو برق داشت یا صورت من؟
جونگکوک شانه‌ای بالا انداخت و سمت چنگ رفت و دوربین را از او گرفت:
-بم تشنه‌شه. بیارش آب بخوره.
وقتی به چادرشان برگشتند، جیمین میز و صندلی های سفری را باز کرد و چید. بم را روی یکی از آن ها گذاشت و برخلاف انتظارشان ارام نشست.
-فکر کنم خسته شده.
جونگکوک ظرف آب را مقابلش گذاشت:
-دو ساعت بیشتره داره میدوئه اینور اونور.
چنگ از داخل یخدان نوشیدنی آورد و جیمین ظرف‌های غذا را روی میز چید.
-وای خیلی گرسنمه.
یک تکه کیم باپ در دهان گذاشت:
-اوووم... خوبه. از کجا گرفتی؟
- خودمون درست کردیم.
غذا در گلوی چنگ پرید. قلپی آب خورد و گفت:
-خودمون؟
ییبو با لپ هایی پر جواب داد:
- اره.

Mint Choco (Kookmin) Where stories live. Discover now