بابت تاخیر متاسفم قشنگا 🙂 🙂
خیلی گرفتار بودم
ولی امیدوارم لذت ببرید از این پارت
ووت و کامنت فراموش نشه 🥰
---------------------------------------------------------------------
وقتی ناهار رسید، جیمین داشت لیوان سوم آب را سر می کشید تا گرسنگی اش را تحمل کند.
جیمین سمت جعبه در دست جونگکوک شیرجه زد و آن را از دستش قاپید و سر میز نشست.
جونگکوک برای جیمین چیزهایی که خواسته بود سفارش داده و برای خودش یک سالاد سزار.
وقتی جونگکوک نشست، یک گاز بزرگ از برگرش زد و همینکه طعم گوشت در دهانش پپیچید حس کرد تمام عصبانیتش از جونگکوک به یک باره از بین رفته.
جونگکوک ظرف سالاد را باز کرده و در حال بازی با سبزیجاتش بود که جیمین گفت:
- چیه؟ بوی برگر خورده بهت پشیمون شدی از انتخابت؟
جونگکوک نیشخندی تحویلش داد:
-نه فقط خیلی گرسنم نیست.
ـ تو چرا انقدر سوسولی جونگکوک؟ اصلا یه جوری به غذات نگاه میکنی اشتهای منم کور شد.
ظرف سس را باز و ان را روی سالاد خالی کرد:
- اینو باید بریزی روش تا مزه داشته باشه.
جونگکوک کمکم شروع به خوردن کرد که جیمین گفت:
- یادته وقتی بچه بودی یه بار اومدی روستا دایی برامون همبرگر گرفت؟ من هنوز مزهاش
زیر زبونمه. اولین بار بود همبرگر میخوردم.
جونگکوک یک تکه مرغ در دهانش گذاشت:
- چیزی یادم نمیاد.
ـ فکر کنم یه ۱۲ سالیت بود. اونقدر بچه نبودیم که یادت بره ها...
جونگکوک شانهای بالا انداخت و جیمین گفت:
- به هر حال اون موقعا مثل الان نبودی. عین ادم غذا میخوردی و لپ داشتی. الان شبیه مایکل جکسون این گونههات زده بیرون..
ـ حسودیت میشه؟
جیمین گاز بزرگی زد:
-اره.. صورت من همش لپه. این خط اینجامم
معلوم نیست. مال تو خیلی خوبه انگار خوب تیزش کردن.
جونگکوک چیزی نگفت و جیمین دوباره گفت:
-راستی اون خانومه کی بود توی فروشگاه؟
جونگکوک متعجب پرسید:
-مارو دیدی؟
ـ نه. اون زن غرفه گوشت خوک گفت رفتی با یه دختر ازش گوشت گرفتین.
جونگکوک باز هم ساکت ماند و جیمین دوباره گفت:
-خب؟ نگفتی کیه؟
VOUS LISEZ
Mint Choco (Kookmin)
FanfictionCouple: Kookmin Genre: Comedy, Romance, Comedy, Fluff, Lifestyle Writer: Maya Returner:Shadow Channel: @Shadowsworld13 خلاصه فیک: پارک جیمینبا استعداد رقص و آواز، در رویای ستاره شدن از روستا به پایتخت میاد تا شانس خودشو توی اودیشن امتحان کنه،...
