لطفا قبل از خوندن این پارت اول اون ستاره کوچیک پایین رو روشن کنید قشنگای من 🩵
یادتون نره که کلی کامنت بدید برای این پارت خاکستریهای نازم ❤️
امیدارم از این پارت لذت ببرید 💖
ماری دست به سینه زد:
-اگه تلفنتو جواب میدادی به این روز نیفتاده بودی چون بم رو پیدا کردم!
وقتی راننده ماری با بم در بغلش نزدیک شد، جونگکوک تقریبا سمت او پرواز کرد و بم را به خود فشرد.
با لمس کردن دوباره او و راحت شدن خیالش، آخرین اشکهایش روی گونهها چکیدند. او را بوسید و عطرش را بو کشید، البته کمی بوی خاک میداد.
ـ بم تو کجا بودی....
جونگکوک واقعاً جوابی از او نمیخواست ولی بم جونگکوک را لیس زد و با همان چشمان آبنباتی به پدرش که در همین چند ساعت وزن کم کرده و او را محکمتر از همیشه بغل کرده بود خیره شد.
زویی، چنگ و جیمین نفسی راحت کشیدند و ماری نزدیک شد و آرام روی سر بم دست کشید:
- باید بیشتر مراقبش باشی.
جونگکوک پرسید:
- چطوری پیداش کردی؟ کجا بود؟
ـ باید راجب قراردادمون باهات حرف میزدم ولی تو تلفنارو جواب نمیدادی. ببینم منو بلاک کردی؟
وقتی جونگکوک پاسخی نداد، ماری دوباره گفت:
- اومدم سمت خونه ولی تو راه دیدم بم کنار خیابونه و یکی داره میبرتش. مطمئن نبودم خودش باشه واسه همین چند بار بهت زنگ زدم. بعدم که جواب ندادی با زویی تماس گرفتم و اون گفت بم گم شده.
زویی تایید کرد:
- آره. با من تماس گرفت.
جیمین در آن فاصله دستی روی سر بم کشید و داخل خانه برگشت.
البته جونگکوک انتظار این واکنش خنثی را نداشت ولی احتمال داد به خاطر ماری باشد.
ماری ادامه داد:
- به محض اینکه مطمئن شدم آوردمش. چجوری گمش کردی؟
چنگ جواب داد:
- یکی وارد خونه شده و درو باز گذاشته. من میرم تماس بگیرم با اون ماموره.
جونگکوک دوباره بم را بوسید:
- ممنونم ماری. ولی فکر نکنم الان بتونم باهات حرف بزنم. به زور رو پاهام وایستادم. میتونیم بذاریم واسه فردا؟
ماری لبخند زد:
- معلومه. دارم میبینم چقدر داغونی. ولی به شرط اینکه منو از بلاک دربیاری.
جونگکوک لبخندی کمرنگ زد:
- خودم باهات تماس میگیرم.
با رفتن ماری، جونگکوک از زویی خواست به حساب او بقیه کارمندانش را به رستوران خوبی ببرد و خودش داخل خانه برگشت.
جیمین با یک لیوان آب خنک منتظرش بود.
آن را دستش داد و بم را بغل کرد.
مهم نیست چقدر آشفته بود، بم برایش مهم و ارزشمند بود و باید به او نشان میداد چقدر از پیدا شدنش خوشحال است.
جونگکوک لیوان را یک نفس سر کشید:
VOUS LISEZ
Mint Choco (Kookmin)
FanfictionCouple: Kookmin Genre: Comedy, Romance, Comedy, Fluff, Lifestyle Writer: Maya Returner:Shadow Channel: @Shadowsworld13 خلاصه فیک: پارک جیمینبا استعداد رقص و آواز، در رویای ستاره شدن از روستا به پایتخت میاد تا شانس خودشو توی اودیشن امتحان کنه،...
