ـ هییییین!!!! پارک جیمین؟؟؟
سانی هیجان زده و مشتاقانه سمت جیمین دوید.
چشمهایش می درخشید و با برانداز جیمین، آنها را جلا میداد.
ـ رییس؟ آفتاب از کدوم طرف دراومده که چنین لطفی به چشمای من کردی؟ مدل جدید آوردی با خودت؟
جیمین خندید و سانی گفت:
- خیلیم خوشتیپ شدی!
جیمین دوباره به لباسهای خودش که جونگکوک با سلیقه خودش انتخاب کرده بود نگاهی انداخت.
وقتی لباسهایی را که آنها پیشنهاد می داد تست می کرد، با تعریف و تمجید فروشندگان مواجه می شد ولی جونگکوک از آن ها ایراداتی می گرفت.
ـ این دمدهاس.
ـ این به رنگ پوستت نمیاد.
ـ این زیادی گشاده.
ـ این خیلی تنگه.
ـ این دیگه چیه؟ خیلی زنونهاس.
ـ خیلی سنتو زیاد کرده.
بعد خودش سراغ رگالها رفت و چیزهایی را کنار هم گذاشت و چند دست لباس ست کرد و به جیمین داد.
او جنبههای چشمنوازی از خودش را در آینه کشف کرد که تا به حال متوجهاشان نشده بود.
در تمام طول راه او را تحسین می کرد
«جونگکوک واقعا یه حرفه ایه».
بعد به جیمین اجازه نداد حتی به رسید خرید نگاه کند.
ـ باید ببینم چقدر شده. به هر حال باید پولشو برگردونم بهت باید ببینم میتونم از پسش بربیام یا نه.
ـ نیازی نیست برش گردونی. اینو دستمزدت در نظر بگیر. به هر حال توی محل کار من بهتره خوب بپوشی.
و آنجا جیمین متوجه شد که از پس پرداخت آن رسید برنخواهد آمد.
جونگکوک گفت:
-میتونی بعدا ذوق کنی سانی. قراره هر روز همدیگه رو ببینین.
سانی تقریبا جیغ کشید:
- هر رووووز؟
ـ اون از امروز اینجا کار میکنه. دنبالم بیا پارک جیمین.
جونگکوک در میان نگاه ناخوشایند چنگ وارد دفتر شد و جیمین او را دنبال کرد.
سانی خود را روی میز مینجی که محو تماشای آن دو بود انداخت:
- چشماتو در نیارمااا... اون مال منه! جکسونو از چنگم در آوردی نمیذارم این یکیو بدزدی.
مینجی ضربهای به بازوی سانی زد:
- خیلی خب بابا... حالا خیلی خوشحال نشو. اگه رییس خوشش نیاد نمیتونی نزدیکشم بشی.
ـ چرا خوشش نیاد؟ خیلیم خوشش میاد.
زویی عینکش را به چشم زد و دوباره به صفحه کامپیوتر خیره شد:
- خیلی دلتونو صابون نزنین.
ESTÁS LEYENDO
Mint Choco (Kookmin)
FanfictionCouple: Kookmin Genre: Comedy, Romance, Comedy, Fluff, Lifestyle Writer: Maya Returner:Shadow Channel: @Shadowsworld13 خلاصه فیک: پارک جیمینبا استعداد رقص و آواز، در رویای ستاره شدن از روستا به پایتخت میاد تا شانس خودشو توی اودیشن امتحان کنه،...
