از خانه که بیرون زد، بدون اینکه سرش را بلند کند، شروع کرد به راه رفتن و وقتی بالاخره کسی صدا زد «پارک جیمین» ، به خودش امد.
مقابل رستوران بود، اخرین جایی که دوست داشت یک بار دیگر واردش شود.
او در سئول نه جایی را می شناخت و نه بلد بود.
احتمالا به همین خاطر ناخوداگاه پاهایش او را به تنها مقصدی که بلد بودند کشاندند.
جکسون که با لباس منتظرش بود، سمتش دوید.
ـ کجا غیبت زد؟
جیمین لباسها را که متعلق به جونگکوک بودند داخل ساکش چپاند و موبایل را گرفت.
ـ ممنون.
اخم میان ابروهایش باز نمی شدند انگار از بدو تولد همانجا بودند.
ـ مادمازل خیلی عصبانی بود... من براش توضیح دادم که..
ـ چیو توضیح دادی؟
از لحن خشمگینش جکسون حرفش را فراموش کرد.
-عام... خب...
جیمین پوفی کشید و راه افتاد و جکسون هم دنبالش.
ـ همش میگفت تو بی مسیولیتی و غیبت زده ولی رفتم گفتم گیر افتاده بودی.
جیمین ایستاد.
نفس هایش سنگین و عمیق بودند و جکسون یک قدم از ان شیر کوچک زخم خورده فاصله گرفت.
ـ گفت من بی مسئولیتم؟
ـ اوهوم...
ـ که من غیبم زده اره؟
ـ آ..آره...
جیمین مسیر امده را برگشت و داخل رستوران رفت.
جکسون که عصبانیت او را دردسر ساز حس کرده بود، دنبالش کرد و خودش را به قدمهای بلند او رساند.
بازویش را گرفت و متوقفش کرد:
-اوی وایسا... کجا میری؟
ساعت کار رستوران پایان یافته بود و مدیر مین در حال بررسی سیستم و توجهش به جیمین جلب شد.
جیمین دستش را کشید:
- فقط میخوام یه چیزی ازش بپرسم.
و خودش را به اتاق مادمازل رساند.
جکسون ترجیح داد پشت در بایستد و گوش دهد.
حوصله وارد شدن به بحث را نداشت و نمی خواست وقتی مادمازل چشمش به او میافتد، از روی حرص او را هم اخراج کند.
مادمازل نگاهی زیر چشمی به جیمین انداخت و دوباره سرش را گرم کاری که داخل گوشی انجام میداد کرد؛ اسکرول.
ـ بالاخره پیدات شد؟
صندلی مدیریت اش را به چپ و راست تاب میداد و جیمین را کلافه تر میکرد.
ـ شما به همه گفتین من بی مسئولیتم و از زیر کار در رفتم؟
ـ اوووم... مگه همینکارو نکردی؟
نگاهی به جیمین انداخت و با لبخندی کم رنگ او را به تمسخر گرفت.
ـ گفتین برم توی انباری و بطریارو تمیز کنم.
STAI LEGGENDO
Mint Choco (Kookmin)
FanfictionCouple: Kookmin Genre: Comedy, Romance, Comedy, Fluff, Lifestyle Writer: Maya Returner:Shadow Channel: @Shadowsworld13 خلاصه فیک: پارک جیمینبا استعداد رقص و آواز، در رویای ستاره شدن از روستا به پایتخت میاد تا شانس خودشو توی اودیشن امتحان کنه،...
