به ساعت دیواری نگاه کرد و شمرد.
۵۷ ..۵۸ ...۵۹ ...ساعت ۶.
ـ وقت خونه رفتنه.
با بستن لپتاپ از صندلی بلند شد:
-خشک شدم...
کش و قوسی به بدنش داد:
- کی امشب پایهاس بریم یکم خوش بگذرونیم؟
همه سرها هنوز داخل کامپیوتر بودند و انگشت ها روی کیبوردها، به سرعت هر چه تمامتر حرکت می کردند گویی اتش گرفتهاند ، بالا و
پایین می پریدند.
سانی با دلخوری غرید:
- با شماهام...
ـ امشب شامو بیرون میخوریم.
با صدای جونگکوک همه دست ها متوقف و سر ها بلند شدند.
سانی ابرویی بالا انداخت:
-با هم؟
جونگکوک سر تکان داد:
- اوهوم. براتون گوشت میخرم. تا ۵ دقیقه دیگه پایین باشید.
با رفتن جونگکوک ، سانی خودش را روی میز چنگ انداخت:
- این رییس زده به سرش؟
چنگ پوزخندزنان وسایلش را جمع کرد:
- خوبی بهتون نیومده؟
ـ اخه هیچوقت حاضر نمیشد بیاد با ما غذا بخوره. حتی شامای تیمی رو هم نمیومد و فقط پولشو میداد.
ـ حق با سانیه. معلوم نیست افتاب از کدوم طرف دراومده. من استرس گرفتم. نکنه میخواد کسیو اخراج کنه و شام اخرشه؟
مین جی با ترس به ان ها اضافه شد و چنگ از جا برخاست:
-تا حالا دیدی جئون جونگکوک کسیو اینجوری اخراج کنه؟ اگه بخواد اخراج کنه فقط مستقیم میندازتش بیرون. گیوری رو یادتون نیست؟
با شنیدن نام گیوری، هر سه به یک نقطه خاص در دور دست خیره شدند و روزی را به یاداوردند که گیوری، کاراموزی که فقط چند ماه بود که به عنوان دستیار نویسنده ان جا شروع به کار کرده بود با وجود یکی از صفحات، اشتباهی نابخشودنی مرتکب شد و ضرر زیادی به او وارد کرد.
جونگکوک با دیدن نسخه نهایی فریاد زنان از اتاقش بیرون امد.
ـ کدوم احمقی نسخه نهاییو داده چاپخونه؟
کسی جرئت حرف زدن نداشت ولی در نهایت چنگ گفت که این کار را به گیوری سپرده.
گیوری به وضوح می لرزید.
همه می دانستند که اخر کارش است.
جونگکوک مجله را روی میزش کوبید:
-تنها کاری که باید انجام میدادی این بود که اون نسخه رو تحویل بدی به چاپخونه. حتی از پس اینکارم برنیومدی؟ گورتو از اینجا گم کن.
YOU ARE READING
Mint Choco (Kookmin)
FanfictionCouple: Kookmin Genre: Comedy, Romance, Comedy, Fluff, Lifestyle Writer: Maya Returner:Shadow Channel: @Shadowsworld13 خلاصه فیک: پارک جیمینبا استعداد رقص و آواز، در رویای ستاره شدن از روستا به پایتخت میاد تا شانس خودشو توی اودیشن امتحان کنه،...
