وقتی بیدار شد ساعت نزدیک هفت بود.
چون دیر خوابیده و خسته بود، صدای آلارم
موبایل را نشنیده بود اما حالا با صدای ناله مانندی بیدار شده بود.
در واقع صدای بم بود که مثل یک بچه کوچک ناله می کرد.
در اتاق جونگکوک نیمه باز بود.
از لای در نگاهی به داخل انداخت.
بم پشت در پارکش نشسته بود و با دیدن جیمین یک دور، دور خودش چرخید.
جیمین انگشتش را به نشانه سکوت بالا اورد:
-هیس....
بعد ارام داخل رفت و در پارک بم را باز کرد و بلندش کرد:
- فکر کنم بابایی خیلی خوابش میاد. من صبحانتو میدم.
بم را بیرون برد و برایش غذا ریخت ولی بم داخل اتاق برگشت و روی تخت پرید.
جیمین دنبالش کرد و ارام صدایش زد:
- بم؟
بم صورت جونگکوک را لیس زد و کنارش نشست.
جونگکوک که حالا بیدار شده بود دستی روی سرش کشید:
-الان بلند میشم.
جیمین دم در اتاق ایستاده بود:
-من براش صبحانشو گذاشتم ولی نخورد. اومد تو اتاق. توام خواب موندی مثل من!
جونگکوک سر جایش نشست.
کمی طول کشید تا لود شد و پتو را کنار زد:
- بیا بم.
وقتی از کنار جیمین می گذشت، جیمین رنگ پریده اش را دید و بازویش را گرفت:
-حالت خوبه؟
جونگکوک سر تکان داد:
فقط خوابم میاد.
بم سراغ ظرف غذایش رفت و جونگکوک داخل دستشویی.
جیمین برعکس هر روز صبحانه بیشتری اماده کرد و یک بشقاب هم برای جونگکوک گذاشت
که هنوز از دستشویی بیرون نیامده بود.
بم که غذایش را خورده بود پشت در منتظرش بود.
بیش از حد داشت لفتش میداد.
جیمین گوش اش را به در چسباند و وقتی صدایی نشنید به در زد:
- جونگکوک؟ خوبی؟
بم ناله میکرد و این استرس جیمین را بیشتر می کرد.
ـ جونگکوک اگه چیزی نگی مجبورم درو بشکنم بیام تو.
چند لحظه گذشت و جیمین داشت برای کوبیدن خودش به در اماده میشد که در باز شد و بدن جونگکوک که نود درجه خم شده بود، بیرون امد.
ـ جونگکوک؟
داشت زمین میخورد و جیمین زیر بغلش را گرفت.
بم پارس کرد.
جونگکوک یک دستش روی شکمش بود و با کمک جیمین خودش را به اشپزخانه رساند.
ESTÁS LEYENDO
Mint Choco (Kookmin)
FanfictionCouple: Kookmin Genre: Comedy, Romance, Comedy, Fluff, Lifestyle Writer: Maya Returner:Shadow Channel: @Shadowsworld13 خلاصه فیک: پارک جیمینبا استعداد رقص و آواز، در رویای ستاره شدن از روستا به پایتخت میاد تا شانس خودشو توی اودیشن امتحان کنه،...
