_بیدار شو....هوی فسقلی....بیدار شو....مُردی مگه؟
صدایی کنار گوشم گفت و من حس کردم که چیزی به پهلوم برخورد کرد.
یه دفعه با ترس پا شدم چون حس کردم تو جای تا آشنایی هستم و بعد نگاهم به کسی که داشت صدام میکرد افتاد.
اونم یه هایبرد بود...دقیقا هم هاییرد گربه... با تعجب نگاهش کردم و اون با لبخند دستمو آروم کشید تا بشینم.
_پاشو دیرت میشه بدبخت میشیا....
گفت و من همینجوری بهش خیره موندم.
_چیه؟؟ نکنه تا حالا هایبرد ندیدی؟
_امم....نه....آخه دیشب آخرین بار که دیدم تنها بودم...
_اره وقتی من اومدم تو خواب بودی.... من هوسوکم.... تازه اومدم اینجا.... ولی خب زودتر از تو.... الانم شانسی هم اتاق شدیم....تو اسمت چیه؟
تند تند گفت و گوشای صورتی رنگش تکون خوردن.
_من جیمینم...دیروز اومدم....
_اره میدونم....خب دیگه پاشو! بعدا بیشتر حرف میزنیم...
گفت و بلندم کرد.
منو به سمت دسشویی هول داد و بعد شروع به صاف و صوف کردن یونیفرمم کرد تا مثلا آماده ی پوشیدن بشه.
_واسه چی کمکم میکنی؟
با تعجب پرسیدم و اون نفسشو با صدا داد بیرون.
_اولا تو روز اولته و اگه دیر برسی بدبخت میشی.... دوما من نسبت به هم اتاقیام احساس مسئولیت میکنم و باید بهشون برسم.... از الان به بعد هم تو تحت پوشش منی!
گفت و بعد تختم رو مرتب کرد.
_آ....باشه ممنون....
با گیجی گفتم و وارد دسشویی شدم.... فازش نامشخص بود ولی خوب بود که داشت کمکم میکرد چون به نظر میومد داره دیرم میشه.
با عجله سر و وضعم رو مرتب کردم و بعد لباس رو پوشیدم.
_امم...آشپزخونه کجاست؟
از هوسوک پرسیدم و اون دستمو کشید و به سمت در برد.
_منم دارم میرم اشپزخونه....با من بیا...
گفت و بعد با هم به سمت آشپزخونه رفتیم.
مسیر زیادی رو طی کردیم و آخرش هم به یه سالن خیلی بزرگ و مجهز رسیدیم که انگار آشپزخونه بود.
یه عالمه هایبرد اونجا مشغول کار بودن و هیچکی متوجه حضور ما نشد.
چشمم به مینکی افتاد که داشت چشماشو بین کسایی که تو آشپزخونه بودن میچرخوند.... احتمالا دنبال من میگشت.
به سمتش رفتم و تعظیم کوتاهی کردم.
_صبح به خیر مینکی شی....ببخشید دیر شد....
ESTÁS LEYENDO
༺𝑾𝒉𝒐 𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒍𝒍 𝑨𝒎 𝑰༻
Hombres Lobo𝑱𝒊𝒎𝒊𝒏 من یه هایبرد امگام که طبق قانون باید به محض اینکه هیجده سالم شد منو از خانوادم جدا کنند و واسه بردگی ببرن حالا هر نوعش ...میتونم خدمتکار باشم یا شایدم یه برده ی جنسی ! اما چی میشه اگه خوش شانس باشم و پام به قصر شیاطین باز بشه و بشم خدم...
