همونطور که تو کاور میبینید درخت افتاده رو خونمون و سقف خونه از داخل ریخته
فعلا برق و اینا نتمون قطعه و نمیتونم میتونم آپ کنم یا نه
امشب یه پارت آپ میکنم اونو داشته باشید تا بعد ببینم کی میتونم آپ کنم
ممنون که درک میکنید
لذت ببرید...
**************************************
Namjoon's POV:
چند روز طول کشیده بود ولی نامه ی ولیعهد مین بالاخره به دستم رسیده بود.
اتفاقای عجیبی داشت میوفتاد... چطور ممکن بود اون ندونه چه خبره و چه اتفاقی داره میوفته...؟
یعنی حملات ربطی به امپراطوری نداشت و از جای دیگه نشأت میگرفت.
امروز دقیقا ماه سوم جین بود و این یعنی خیلی چیزا مشخص میشد.
اینکه بچه م میتونه جانشین من باشه یا نه. اینکه یه الفاست یا نه. هر چند اگه امگا هم باشه قرار نیست من اونو از قصر بیرونش کنم. اون با خواهر و برادر هاش برابره.
ولی خب... نمیتونم یه امگا رو جانشین خودم بزارم... پادشاه برعکس ملکه قدرت زیادی میخواد... یه امگا نمیتونه از پسش بربیاد.
توی اتاق نشسته بودم و جین هم روی تخت دراز کشیده بود.
_خیلی کنجکاوم.... یعنی یه الف میشه یا جن...؟
جین با نگرانی گفت و من نگاهم و بهش دادم.
_اگه الف باشه خوشحال میشی؟
پرسیدم و نگاه اون در هم رفت.
_نمیدونم.... نمیخوام الف باشه... اذیت میشه... و اینکه حق زندگی تو قصر و داشتن عنوان شاهزاده رو نداره...
با ناراحتی گفت و من چونه شو گرفتم و سرش رو بلند کردم.
_حتی اگه یه الف امگا باشه هم میشه شاهزاده ی اول کشور.
قاطعانه گفتم و اون با تعجب بهم خیره شد.
_ولی...اون که نمیتونه جانشین باشه....
_اره نمیتونه. ولی میتونه یه شاهزاده ی خیلی خوب یا ملکه ی جای دیگه باشه. و یا با یه اشراف زاده ازدواج کنه. حتما نباید پادشاه بشه تا مقام بالایی داشته باشه و آسوده زندگی کنه.
براش توضیح دادم و جین سر تکون داد.
_درسته... به این فکر نکرده بودم...
آروم گفت و همون لحظه در باز شد.
الف پیری که پشت در بود تعظیم کرد و به سمتمون اومد.
روی زمین نشست و گوی رو کنار جین گذاشت.
_ازتون خواهش میکنم دستتون رو روی گوی بگذارید.
YOU ARE READING
༺𝑾𝒉𝒐 𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒍𝒍 𝑨𝒎 𝑰༻
Werewolf𝑱𝒊𝒎𝒊𝒏 من یه هایبرد امگام که طبق قانون باید به محض اینکه هیجده سالم شد منو از خانوادم جدا کنند و واسه بردگی ببرن حالا هر نوعش ...میتونم خدمتکار باشم یا شایدم یه برده ی جنسی ! اما چی میشه اگه خوش شانس باشم و پام به قصر شیاطین باز بشه و بشم خدم...
