24

1.2K 229 47
                                        


کاور ادیت خودمه 😔😂
مودش دقیقا مود منه در انتظار اینکه فیک برفی اپ بشه

Jin's POV:

فردا روز تاج گذاری عالیجناب بود و من هنوز توی رختخواب بودم... نمیذاشتن کاری بکنم...فقط دراز کشیده بودم و چند تا پرستار بالا سرم بودن و برام تند تند غذا های مقوی میاوردن.

هر از گاهی هم معاینه م میکردن.

یعنی تا نه ماه قراره اینجوری بمونه یا وضعیت قراره آروم تر شه؟ اینا دیگه دارن شورشو در میارن...

شاهزاده نامجون ازم خواسته بود باهاش ازدواج کنم... و نه فقط همسرش... بلکه تنها همسرش بشم...

این برای یه امگا خیلی زیادی بود... چطور ممکن بود من بشم ملکه ی اجنه در حالی که خودم یه الف بودم؟

بقیه ی جن ها ساکت میموندن؟ نمیگفتن که این همه جن اینجا هست... پس چرا شاهزاده یه الف رو به این مقام منصوب کرده؟

به هر حال این خواست شاهزاده بود و من دلیل منطقی ای برای مخالفت باهاش نداشتم پس نمیتونستم قانعش کنم که این کار با عرض معذرت... یه حماقت بزرگه... به هر حال اون پادشاه بود و خودشم تصمیم گرفته بود در برابر تمام مقاومت ها وایسته و قانونش رو اجرا کنه...

و خب به نظرم این صفتیه که به پادشاه باید داشته باشه... کسی که حرفش برو نداشته باشه به درد نمیخوره... اونم میخواد همینو ثابت کنه...

_چیزی میل ندارید؟

یکی از پرستارا پرسید و من سری به نشونه ی منفی تکون دادم و تشکر کردم.

_جین!

صدای شاهزاده نامجون رو شنیدم و برگشتم سمت در.

خواستم بلند شم که به سمتم اومد و دستامو گرفت.

_نمیخواد پاشی.

_قربان من حالم خوبه...نیازی نیست...

گفتم ولی اون اهمیت نداد و روی تخت نشست.

_فردا روز تاجگذاریمه جینی.... می‌خوام روز تاج گذاری تو هم اون روز باشه... مراسم ازدواج هم روز بعدش... چطوره؟

با خوشحالی گفت و من با بهت بهش خیره شدم.

_قربان.... فردا....؟ تاج گذاری...من؟؟

من من کنان گفتم و اون پلک زد.

_اره... پس چی... تو هم مراسم خودت رو داری... هر دو فردا این کار رو انجام میدیم...

_نباید فاصله ای بین مراسم تاج گذاری و ازدواج باشه...؟

آروم پرسیدم و اون دستشو رو گونه م گذاشت.

_من دلم میخواد سریع تر رسمی بشه.... اگه تو همسر قانونی من باشی اعتراض ها کمتر میشن... به هر حال خود مردم باید عقلشون برسه... ولی جدا از این قضایا... مراسم ازدواج من و تو عه... این چیزی نیست که هر روز برای من اتفاق بیوفته پس حق‌ دارم براش ذوق و هیجان داشته باشم... بالاخره دارم ازدواج میکنم...

༺𝑾𝒉𝒐 𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒍𝒍 𝑨𝒎 𝑰༻Donde viven las historias. Descúbrelo ahora