In a black dress

1.2K 298 235
                                        

گوردن برگه ای رو توی دستش تکون داد و سمت جولی رفت
کسی که پاشو روی پاش انداخته بود و با استرس اونو تکون میداد و پوست داخل لبشو میجوید

:بهتون که گفتم , قضیه کاملا جدیه

:خفه شو گوردن , بجای این مزخرفات برو ببین کی پشت این ماجراست

گوردن آهی کشید و برگه رو روی میز جلوی ساندر گذاشت

:کسی چیزی رو تایید نکرده ولی میگن که باب مورن چند بار به استیو همیلتون سر زده

جولی چشماشو چرخند و دستاشو محکم رو دسته ی صندلیش کوبید

:اون عوضی ... باید میدونستم , آشغال

به گوردن نگاه کرد

:چی گیرش میاد ها ? نکنه تاملینسون بدبخت بهش پول داده که این مسخره بازی و راه بندازه

:اگه اینطوری باشه خودت این جنگ و راه انداختی , بخاطر هری استایلز الان همه باهات دشمن هستن

:هیچ غلطی نمیتونن بکنن

:ولی باید بری دادگاه اگه اخطاریه ی بعدی بیاد و نادیده بگیری برات گرون تموم میشه

:خیلی خب ... به وکیلم زنگ بزن , جلسه ی فردا رو میرم باید بفهمم چی تو دستشونه

:باشه

گوردن گوشیشو بیرون اورد و خواست زنگ بزنه که جولی صداش زد

:اگه فردا اتفاقی افتاد میخوام کاری که بهت گفتمو انجام بدی

:مطمئنی? اگه اوضاع اونطوری که باید پیش نره میدونی چه بلایی سرش میاد ?

:حالا که برای من نیست برای بقیه هم نمیتونه باشه , تازه وقتی بفهمه دلیل بدبختیش لوییه خیلیم خوش میگذره

.................

: اقای استایلز

:اقای استایلز , حقیقت داره که با خانوم ساندر کات کردین ?

:اقای استایلز شایعات حقیقت دارن ?

:ایا شما روابط پنهانی دارین ?

:اقای استایلز

صدای دوربین ها و خبر نگار ها با نشستنش روی صندلی ون و بسته شدن در از بین رفت

هری نفسشو بیرون داد و با خستگی به صندلی های خالی اطرافش نگاه کرد تا اینکه بن سرشو از داخل لپتاپش بیرون اورد

:بهتره خودتو جمع و جور کنی , اون از مرخصی عجیب و غریب و ناگهانیت اینم از اموز که بعد یه مدت اومدی جلو خبرنگار ها و اصلا گوش نمیدی چی میگن , جدا کسی تو زندگیته ?

هری چشماشو چرخوند و روی صندلی های چرم ماشین دراز کشید

:فقط چهار روز استراحت کردم همین

Elegant AssassinDonde viven las historias. Descúbrelo ahora