Finger on the trigger

2K 388 395
                                        

VOTE 🌟

..........

باورم نمیشه ازم همچین چیزی خواست !
اون که مست نیست , حتی منم مست نیستم

از دوراهی متنفرم , اما اگه پسش بزنم حتما ازم ناراحت میشه و اگه قبولش کنم ممکنه بزنه زیر خنده و بگه میدونست من یه فگوتم !

همونطور که دستام رو شونه هاش بود اروم سرمو رو سینه اش تکه دادم

:من ... من گی نیستم , من ...گی نیستم

دستشو زیر چونه ام گرفت و سرمو بلند کرو , به چشمام نگاه کرد و گونه امو بوسید

:راستی Venom رو دیدی?

سرمو تکون دادم

:میتونیم ببینیمش

حس مزخرفی داشتم , حس میکردم وسط یه جلسه ی تراپی گند زدم به همه چی
دنبال هری رفتم تا فیلمی که گفته بود رو ببینیم اما مطمئن نبودم دارم راه میرم یا توی هوا معلق موندم

........................

داخل ماشین نشستم و هری دم در با لبخند برام دست تکون داد

هیچ کاری نکردم فقط از اون خونه اومدم بیرون , چقدر بهش نیاز داشتم !
توی خیابون بعدی پیچیدم کنار و ماشین و متوقف کردم

سرمو رو فرمون گذاشتم و چشمامو بستم , این درست نیست این درسته!

دلم میخواست ببوسمش , من به اونجا تعلق دارم , درست همون فضای گرم بین بازوهاش روی سینه اش
اما با کف دستام پسش زدم چیزی که مدتهاست آرزو شو داشتم من چم شده?

صدای زنگ تلفنم باعث شد با عجله دنبالش بگردم و بلاخره تو جیب شلوارم پیداش کردم

چرا فکر کردم هریه?

:هی باب ....

:هی لویی شاشتو نگه دار چون باید رو بیبی چک بریزیش فاکر میدونی نصف شبه و تو هنوز پیدات نشده?

:من ... من

متنفرم از این بعد فاکی خودم متنفرم , قسم میخورم نمیخوام گریه کنم ولی انگار آب بدنم فقط از چشمام باید بیرون بیاد

:هی هی ...اروم باش بگو کجایی ?

:فاک یو باب ف...فقط خفه شو

:جی پی اس فاکیتو روشن کن و بمون همونجا

بدون جواب دادن بهش گوشی رو قطع کردم و جی پی اسمو فعال کردم

Elegant AssassinOù les histoires vivent. Découvrez maintenant