VOTE
.
.
.
لویی کنار یکی از ستون ها ایستاد که باب اومد کنارش و یه لیوان مشروب دستش داد
:به چی فکر میکنی?
:اسمش چیه?
باب نگاه لویی رو دنبال کرد و دختری رو دید که همراه هری استایلز در کنار پوستر های فیلم مشغول پر کردن فیلم عکاس ها بود
لبخندی زد و کمی از نوشیدنیشو مزه کرد
:رینا جانسون ... دختر مارک جانسون معروف سوپر مدل ویکتوریا سیکرت ... چطور نمیشناسیش? دوست دختر هریه
لویی کل لیوانشو سر کشید
چرخید و به استخر بزرگ داخل حیاط رو نگاه کرد
:کی از اینجا میریم ?
باب دستشو رو شونه ی لویی گذاشت
:بعد عکس دسته جمعی میتونیم بریم البته یادت نره به هوادارا قول دادی بعد جشن ببینیشون
لویی سرشو تکون داد و تکیه اشو از ستون ورداشت
همراه باب از اونجا رفت و برای یه بار دیگه به هری نگاه کرد ... اون لبخندا واقعی ان!
چند قدم اونطرف تر مارتین با لبخند سمت لویی اومد
:هی لویی وقت عکاسیه
باب همونجا ایستاد تا لویی همراه مارتین سمت بنر ها حرکت کنه
:واقعا پس فردا فیلم برداری شروع میشه ?
:اره لویی , بیا ... اینجا وایسا
لویی همونجایی که مارتین لویی رو قرار داد ایستاد تا اینکه هری رو دید که با لبخند دوست دخترشو کنار بن تنها گذاشت و برای عکس دسته جمعی اومد و بهشون پیوست
:جای من کجاست گایز?
نورمن نویسنده ی کار لبخندی زد
:پیش کارکتر اصلی
هری پوزخندی زد و با انگشت لویی رو نشونه گرفت
:I got you
رفت و کنار لویی ایستاد
دستشو دور گودی کمر لویی انداخت و همراه جمعیت اماده شد تا عکس گرفته بشه
بعضی از عکس ها فقط تدارکات فیلم بودن بعضی ها فقط بازیگر ها
و در نهایت نوبت به عکس های دونفری و تک نفره از کارکتر ها بود
:هری رو به روی لویی قرار بگیر لطفا
هری رو به روی لویی ایستاد و با شیطنت دست هری رو گرفت
:تو که میدونی ما تو سریال زوجیم یکم راحت باش
لویی که حس میکرد گلوش خشک شده و درد میکنه
اب دهنشو بسختی قورت داد ولی دستاشو تو پنجه های بزرگ هری نگه داشت و لبخند زد
:امیدوارم دوست دخترت درک کنه ما فقط بازیگریم
شاید تاثر مشروبی بود که نوشیده , ولی از حرفش راضی بود
VOCÊ ESTÁ LENDO
Elegant Assassin
Fanfic❌COMPLETE❌ ژانر : رومنس اجتماعی (سینما) #1_larry #1_harry and the best # Some people are going to leave, but that's not the end of your story. That's the end of their part in your story. خیلی ها تو رو ترک می کنن، ولی این پایان داستان تو نیست. این پا...
