Part4

80 17 1
                                    

صدای دکتر توی گوشش میپیچید...

برای اولین بار توی زندگیش احساس گناه میکرد.

انگار که بار سنگینی رو روی شونه هاش حمل میکرد. با دیدن حال تهیونگ که جیمین کنارش نشسته بودن و سعی میکرد اون رو به خودش بیاره، قلبش فشرده شد و بی اختیار قدمی به عقب برداشت.

دستش رو به دیوار تکیه داد و چشم هاش رو بهم فشرد، دوباره تصویر جونگکوکی که غرق خون، کنار تکه سنگ بزرگی افتاده بود جلوی چشم هاش نقش بست.

چند قدم عقب رفت و بعد بدون توجه به جیمین که اسمش رو صدا میزد به طرف خروجی بیمارستان رفت. با نشستن توی ماشینش در رو محکم به هم کوبید و بطری تکیلا رو از داشبورد بیرون اورد و سر کشید. تقریبا نصف بطری خالی شده بود که دست از یک نفس نوشیدن کشید و پیشونیش رو پی در پی به فرمون کوبید.

-احمق... احمق بی عرضه. همش تقصیر منه.

و بعد دوباره بطری رو بالا گرفت و سر کشید و روی صندلی کنارش پرت کرد.

سرش از حجم الکل زیادی که یک دفعه ای وارد بدنش شده بود گیج میرفت و دست و پاهاش بی حس شده بود، اما هنوزم اون تصویر از جلوی چشم هاش تکون نمیخورد. مدام با خودش فکر میکرد که اگه فقط زودتر اون رو به بیمارستان میرسوند شاید الان وضعیت دیگه ای داشتن. ولی الان دیگه هیچ کاری از دستش بر نمیومد.

سوییچ ماشین رو چرخوند و از محوطه ی بیمارستان بیرون رفت. رو جدول کنار خیابون نشسته بود و چندتا بطری خالی اطرافش افتاده بود.

نگاهی به انعکاس صورتش روی بدنه ی ماشین ناآشنا کرد و با پوزخند روش تف انداخت. سرش رو پایین گرفته بود و بطری دستش رو دَورانی چرخ میداد که سایه یکی رو بالای سرش حس کرد.

-مشکلت چیه مرد؟ گند زدی به ماشینم.

بی حوصله دستی به صورتش کشید و بلند شد. کف دستش رو به سینه ی مرد غریبه کوبید و به عقب هولش داد.

-به تو چه؟ ها؟ سر به سرم نذار و گورتو گم کن.

مرد یقه ی هوسوک رو توی مشتش گرفت.

-ریدی به ماشینم کم نیست... پررو بازی هم میکنی؟ هوس مردن کردی؟!

هوسوک خنده عصبی ای سر داد و یکی از بطری هارو خالی رو چنگ زد.

-الان منو تهدید کردی؟ عجب جرئتی!

و بعد شیشه رو به ماشین کوبید و شکست و به طرف مرد حمله ور شد.

تو یک حرکت گردنش رو پایین اورد و بین ساعد و کمرش قفل کرد و شیشه ی شکسته رو چند بار به سرعت توی کتفش فرو کرد و بیرون کشید.

مرد که بخاطر درد و شوک زیادی که بهش وارد شده بود صدایی از دهنش خارج نمیشد، فشاری به شونه های هوسوک وارد کرد.

FLORICIDE | SOPEWhere stories live. Discover now