دستش رو ریز رون پای پسر گذاشتو بلندش کردو لبه سینک نشوند و دست هاش رو به کمر پسر گرفت.
لب های خیسشون سکوت حمام رو میشکست تا
وقتی جفتشون نفس کم آوردن و از هم فاصله گرفتن .
تهیونگ دست هاش رو قاب صورت جونگ کوک کرد و پیشونیش رو به پیشونی پسر چسبوند .
نفس های تند و کوتاهی می کشیدن و به چشم ها شهوت انگیز همدیگه نگاه میکردن.
_...تهیونگ...
_هوم؟
پسر کمی سکوت کرد تا نفس هاش رو منظم کنه .
_باید ساعت دوازده نیم اونجا باشیم....دیرمون میشه...
تهیونگ کمی فکر کرد ولی دید نمیتونه قرار رو کنسلش کنه نگاه کوتاه و نا محسوسی به پایین تنش انداخت و بوسه کوتاه و کوبنده ای روی لب های پسر کاشت.
از لبه سینک پایین اومد سمت سینک چرخیدو با همون فاصله کم خم شد و برخورد عضو جونگ کوک رو به باسنش حس کرد.
چشم هاش رو روی هم فشار داد و آب سرد رو باز کرد و روی صورتش زد و همینطور که با قدم های تندی بیرون میرفت گفت .
_سریع حاضر شو
جونگ کوک بعد خارج شدن پسر نگاهی به خودش
توی اینه بعد به پایین تنش انداخت .
_فاک
***
مسکو
ساعت 12:32 دقیقه
ساختمان اداری دومینیون
Ups! Gambar ini tidak mengikuti Pedoman Konten kami. Untuk melanjutkan publikasi, hapuslah gambar ini atau unggah gambar lain.
ترجمه شده: زبان اصلی:
_Bun venit domnule Kim
_خوش اومدید آقای کیم.
_Mulțumesc doamna
_ممنون مادام
زنی که کت شلوار پوشیده بود و ماسک مشکی زده بود سری به نشونه احترام نشون داد و وارد ساختمون شد .
KAMU SEDANG MEMBACA
𝐂𝐇𝐄𝐂𝐊 𝐌𝐀𝐓𝐄
Misteri / ThrillerPART OF FANFICTION : _ بازی کردن رو تموم ڪن یـا مطمئـن باش اولـیـن کاری ڪه بـعـد بـاز شـدن دسـتـام میکنم، بـه فاک دادنت باشه. _ از ڪجا انـقـدر مطمئـنی ڪه دسـتات بـاز مـیشـه؟! و چی بـاعـث شد فڪر ڪنـی تـوی تـخـت قـدرت، بـیـرون تـخـت رو داری؟! ₪₪₪ _...
