PART OF FANFICTION :
_ بازی کردن رو تموم ڪن یـا مطمئـن باش اولـیـن کاری ڪه بـعـد بـاز شـدن دسـتـام میکنم، بـه فاک دادنت باشه.
_ از ڪجا انـقـدر مطمئـنی ڪه دسـتات بـاز مـیشـه؟! و چی بـاعـث شد فڪر ڪنـی تـوی تـخـت قـدرت، بـیـرون تـخـت رو داری؟!
₪₪₪
_...
***** در اتاق رو باز کرد و با قدم های سریع رفت سمتش و صداش زد .
_تهیونگ!
_بهونه هات تکراری شده کوک .
روی پاشنه پاش سمت پسر چرخید و دست هاش رو توی جیبش فرو برد .
_نه این واقعا منطقیه ، ماشینت بدرد مسابقه نمیخوره منم ماشینم برای تصادف تعمیرگاهه.
تهیونگ با قیافه پوکر فقط به جونگ کوک زل زد
....._
_جدی میگم،ماشینت مناسب اون مسابقه کوفتی
نیست منم خیلی وقته مسابقه ندادم دیگه نمیتونم مثل قبل باشم ....پس بیخیالش شو.
تهیونگ سرش رو سمت سقف عمارت گرفت و نفسش رو با حرص بیرون داد بعد دوباره به جونگ کوک نگاه کرد .
_همینجا واستا
در اتاقش رو باز کرد،داخل اتاقش رفت سمت کشوی کنار تختش رفت و یکی از سوئیچ هارو برداشت و از اتاق بیرون اومد و در رو بست .
بدون هیچ حرفی با قیافه پوکر سمت جونگ کوک رفت یقه پیرهن مشکیش رو گرفت و دنبال خودش به پایین پله ها کشید .
_هی! کجا میری ؟.....تهیونگ ولم کن خودم
میام.....نمیام،کی گفته میام؟ من با اون ماشین نمیتونم مسابقه بدم .
_محض رضای مسيح یک دقیقه دهنتو ببند فقط بیا دنبالم .
بدون ول کردن یقه پسر به راه رفتنش ادامه داد تا به پارکینگ عمارت رسد که ۳ تا ون و ماشین خودش داخلش بود .
از کنار ماشین ها رد شد سمت دیواری که شیار های متفاوتی با دیوار های دیگه داشت رفت یقه جونگ کوک رو ول کرد و دستش رو روی دیوار گذاشت که دیوار زیر دستش کامل تبدیل به یک صفحه مانیتور بزرگ شد .
اون دیوار فقط طرح دیوار رو نشون میداد ولی یک مانیتور پیشرفته با سیستم های ایمنی قوی بود .
بعد اسکن شدن دست تهیونگ دریچه کوچیکی باز شد که داخلش اعداد 0 تا 9 رو داشت .
تهیونگ رمز رو وارد کرد مانیتوری که کل یک وجه دیوار رو گرفته بود از رنگ مشکی به سبز تغییر کرد و مانیتور مثل در پارکینگ از پایین به سمت بالا جمع شد و به ادامه محوطه پارکینگ راه پیدا کرد .
یه پارکینگ بزرگ با ۱۰ تا از بهترین ماشین های دنیا.
Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.