10

38 7 0
                                    

کاپتان بالاخره تلفنشو قطع میکنه و بلافاصله با جدیت میگه.
_تیم الفا ۳ دقیقه دیگه حرکت میکنیم!
کلینت میپرسه
+غذای امروز چیه سراشپز
_اثار هنری و عتیقه
همه به خودشون میان و مشغول پوشیدن لباس ضد گلوله میکنن.همه به جز اولی که رانندس.اسلحه هاشونو برمیدارن و هدستاشونو روشن میکنن و کاپتان یکی یکی چکشون میکنه و همه دریافت شدی میگن و به نوبت سوار میشن.
ثور صندلی جلو کنار اولی در جای همیشگیش میشینه.بقیه هم عقب ون سر جاهاشون رو به روی هم میشینن.پیترو توی سکوت ادامس میترکونه و نات با غضب بهش نگاه میکنه چون حرکتش روی مخشه و انگار کار همیشش همینه.و پیترو هم مثل همیشه ادامسشو از دهنش در میاره و بهش تعارف میکنه و نات دیگه بدون اینکه نگاهش کنه انگشت فاکشو براش بالا میاره.
کلینت میخنده و با خنده میگه
×دیگه داره تبدیل به یک سنت میشه!
کاپتان اخرین نفر سوار میشه و مخاطب به اولی میگه
_لوکیشن فرستاده شد...
و در ونو میبنده و اولی راه میوفته.ثور مثل همیشه توی مسیر بارگیریه محموله سیستم ماشینو روشن میکنه و اهنگای سلیقه ی خودشو پلی میکنه.اهنگ dont slack پخش میشه و خودش شروع میکنه به خوندن باهاش .پیترو عقب ماشین با ریتم اهنگ پا و سرشو تکون میده و تیکه های بالا رو با اهنگ و ثور همخونی میکنه.یهو کلینت هم میزنه زیر اواز که باعث خنده ی استیو میشه.ناتاشا پوکر به مردای رو به روش که اسلحه به دست نشستن میکنه و چشمشو میچرخونه و زیر لبش میگه
+خرسای گنده...
بعد از یک ساعت رانندگی ساعت ۱۰ به مقصد میرسن که ظاهرا یک موزس. کپ حالا جدی میگه
_خب گایز ارایش تحویل...
و ثور موزیکو قطع میکنه و همه جدی میشن.
به ترتیب پیاده میشن.پیترو و ناتاشا کنار در وایمیستن و کپ و کلینت میرن سمت در موزه.وقتی  اونا داخل میشن نات میره و جلو در منتظر وایمیسته و به ثور علامت میده.
ثور میاد و جاشو میگیره کنار پیترو جلوی در ون منتظر وایمسیته.
دوتا از مامورای موزه در حالی که جعبه ی محموله هارو حمل میکنن بیرون میان.کپ سمت راست و کلینت سمت چپشون اوضاعو تحت کنترل دارن و نات هم از پشت سر بهشون ملحق میشه.ثور  و پیترو کنار میرن و محموله توی ماشین قرار میگیره.همه به نوبت سوار میشن و کپ ایپدشو در میاره و تیک میزنه و میگه
+بارگیری موفقیت امیز،لوکیشن مقصد فرستاده شد.

mysterious  manWhere stories live. Discover now