9

39 9 0
                                    

ساعت ۸ونیم از خونه بیرون میزنه.موتورشو برمیداره و به سمت شرکتشون میرونه.۲۰ دقیقه ای به اونور شهر میرسه.شرکتشون یک سوله ی نزدیک شهره.شرکت خصوصی و کوچیکیه ولی بخاطر کارکنانش از اعتبار خوبی برخورداره.رئیس تشکیلاتشون مرد مسنی به اسم اریک لنشر که قبلا واسه سازمان سیا کار میکرده ومقرراتی و جدی ایه. و البته برای استخدام چون خیلی سخت گیر بوده تنها کسیه که هویت واقعیه اولیو میدونه‌.اولی ازش خواسته که به همه اسم تاد معرفی بشه و اریک هم به خواستش احترام گذاشت و از روز استخدام هم حرف دیگه ای مثل بقیه کارکنان باهاش نداشته.تنها کسی که توی شرکت با رئیس در ارتباطه کاپتان گروهاس.
اولیور وارد سوله میشه و بچه ها همه توی سوله کنار ون گوشه ای نشستن و مشغول کارین. کاپتان راجرز داره تلفنی راه میره و دور از بقیه حرف میزنه.ثور و ناتاشا مشغول حرف زدن باهمدیگه ان در حالی که نات روی پله ی ون نشسته و ثور دستشو به چهارچوب گرفته و وزنشو به ماشین منتقل کرده.
کلینت کنار میز اسلحه هاشون ایستاده و مشغول تمیز کردن لوله ی اسلحشه،پیترو هم روی میز نشسته وداره با هندزفری اهنگ گوش میکنه.
ثور با دیدن اولی جلو میاد و طبق معمول با روی خوش بغل مردونه ای تحویلش میده
+هی شوماخر....
بعد یهو یادش میاد و یک قدم عقب میکشه
+ببینم سرماخوردگیت ویروسی که نیس؟کرونا مرونا که نداری؟
اولی لبخند کجی میزنه و میگه
_نه.یک سرماخوردگی سادس...
ناتاشا چشاشو ریز میکنه و به ثور میگه
*از هیکلت خجالت بکش گنده بک
+چیه خب!من یه پدر دلسوزم،نمیخوام با خودم ویروس ببرم خونه بیبی
*بیبیت تو خونس درخت...
و از جاش بلند میشه و میره به جمع کلینت و پیترو ملحق میشه.
ثور ریز ریز میخنده و کنار گوش اولی میگه
+دلم به حال دوس پسرش میسوزه،البته اگه داشته باشه...
و میره توی ماشین و فلاسک سبز رنگیو بیرون میاره و میده به اولیور
+یک لیوان ازین بخوری توپ توپ میشی...تضمینی امتحانشو پس داده
اولیور فکرشو نمیکرد ولی انگار ثور واقعا اون معجونی که حرفشو زده بودو براش اورده.
_هی...نمیخواست واقعا به خانومت زحمت بدی!
+زحمت چیه رفیق.یه شات بزن تا فردا مثل روز اولت میشی
و چشمکی به اولی میزنه.
اولی لبخند ارومی میزنه که سریع محو میشه.کلینت انگار تازه متوجه اولی شده چون نیشش باز میشه و از همون دور میگه
×hey wierdo!
کلینت تنها کسیه توی گروه که همش به اولی گیر میده و اعتقاد داره اولی یه چیزیش میشه.و شاید تنها کسیه که متوجه میشه تاد (اولیور)ادم مرموزیه و رازایی داره.

mysterious  manDonde viven las historias. Descúbrelo ahora