هی بچز🙌لطفا ووت و کامنت فراموش نشه🧡
●○●○●○●○●
قدماش رو روی زمین میکشید تا به اون سنگ قبر همیشگی برسه.قلبی که با هر قدمش فشرده میشد رو ایگنور کرد و پلکای خستش درگیر بازی با قطره های اب توی چشماش شد.
فضای اونجا ترسناک بود و اسمون شب به ترسناک شدنش بیشتر کمک میکرد.
سنگ قبرای مختلف و نماد صلیبی که بالای هر سنگ خودنمایی میکرد برای مرد ترسناک نبود، چرا که اون پیش فرد زیر خاک احساس امنیت میکرد.
با رسیدن به اون عکس اشنای شکل گرفته روی سنگ، قدماش از حرکت ایستاد و دستشو مشت کرد.
قطره اشک کوچیکی از گوشه چشمش روی گونش ریخت و بلافاصله پاکش کرد.نباید اشک میریخت، نباید دوباره کاری میکرد به وضعیت افسرده چندسال قبل برگرده. به لیام قول داده بود خودش رو ازار نده.
_اون ادم ارزش اشکاتو نداره هرح!
صدای اروم مرد اونجا پیچید و پوزخندی روی لبای هری شکل گرفت. بدون اینکه بخواد نگاهی بهش بندازه دستاشو توی بغلش جمع کرد و عصبی روی پاش جا به جا شد.
+ارزش ادما رو تو مشخص نمیکنی زین.
_با کاری که انجام داد، حتی ارزش یک لحظه نفس کشیدنم نداشت بانی.
بند انگشتای مرد کوچیکتر از شدت فشار رو به سفیدی میزد.
جمله زین برای ازاد کردن سد فشار احساساتش کافی بود، پس با خشم سمتش چرخید و قدمای بلندش رو سمت مرد برداشت._توی لعنتی چجوری میتونی اینجوری حرف بزنی؟!؟! چجوری چشم روی اون همه خوبی بستی و کشتیش؟؟
سینه به سینه زین ایستاد و مشت محکمش رو به شکم مثل سنگش کوبید. عجیب بود اگه میگفت دست خودش درد گرفت ولی زین ذره ای تکون نخورد؟
زی_بهم خیانت کردید، ازم استفاده کردید، دروغ گفتید در صورتی که من احمق بهتون اعتماد کردم! تو زندگیتو مدیون منی هری ادوارد استایلز!
اخم پررنگی روی پیشونی هری کشیده شد و پوزخندی زد.
اب دهنش رو جلوی پای مرد تف کرد و با ضربه ای که به سینش کوبید عقب هلش داد.
هز_نه زین! ما کمکت کردیم، وقتی داشتی میمردی نجاتت دادیم، بهت روحیه، امید و دلیلی برای زندگی دادیم! تو چیکار کردی؟؟ کشتن بهترین دوستت؟؟ خراب کردن تمام خاطرات من باهاش؟؟
صورت بی روح زین هرکسی رو میترسوند ولی هری کسی بود که صدای بلند خنده های زین توی گوشش پیچیده بود!
نفسای عصبی هری بینشون پخش میشد و این صدای اروم زین بود که بعد چندثانیه اونجا پیچید.
_پس تو چیکار کردی هری؟ وقتی بهت نیاز داشتم کجا بودی؟ وقتی از شدت ضعف بخاطر اون قرصای لعنتی حتی نمیدونستم روی زانوهام وایسم کجا بودی؟؟ وقتی لویی در به در دنبالم میگشت تا پیدام کنه تو کجا بودی؟؟

YOU ARE READING
I'm Fucking God
Fanfiction"عروسک مسحور کننده ای مثل تو باید مرگی به زیبایی خودش داشته باشه شکلات و مطمئن باش براش بهترین برنامه رو دارم!" فانتزی (ومپایر، گرگینه)، اسمات. زیام/لری. زویی تاپ. تموم شده.