مقدمه: سلام به همگی و ممنون از اینکه داستان منو برای خوندن انتخاب کردید. یکم توضیحات لازمه که ارائه بدم. این فیکشن درسته که امگاورسه ولی من چند تا دستکاری داخلش انجام دادم. اول و مهمترین چیز؛ اینجا هیچ امگای مردی نمیتونه باردار بشه ولی تمام جنسیت های مونث میتونن. بحث امگا، الفا و بتا تو این فیشکن بیشتر به یه تراز موقعیتی و اعتباری ربط داره. افراد الفا کمتر از یک سوم جمعیتو شامل میشن و دارای بنیه و سطح هوشی بالایی هستن، کمتر از سایر افراد به بیماری مبتلا میشن و میزان غلظت خون و قندشون ثابت و نرماله پس به نوعی جنس برتری نسبت به بقیه هستن. از این لحاظ بیشتر سمت های بالای اداری و سیاسی رو به این دسته واگذار میکنن و دیدن افراد دیگه در این پست ها درواقع نادره. افراد بتا دقیق شبیه افراد معمولی هستن. تنها تفاوتشون اینه که اکثرا خوی ارام و با نشاطی دارن. بیشترین تعداد افراد جامعه رو شامل میشن و فرزندی که به دنیا میارن بسیار سالم و قوی هستش. پست هایی که در جامعه دارن بیشتر شامل کارهای عمومی و سطح متوسط جامعه میشه؛ مثل مغازه داری. در رابطه با امگا ها؛ تعداد اونها حتی کمتر از الفاها هستش. به نوعی برخی عقیده دارن که وجود امگاها بیشتر یه اشتباه بوده. احترام زیادی به این دسته گذاشته نمیشه بخصوص اگر امگا یک مرد باشه و این دسته درواقع در پایین ترین سطح تراز موقعیتی قرار دارن.بخاطر دوره های هیتی که دارن باعث میشه که دیگران اونهارو دردسر بدونن و بخوان ازشون دوری کنن. پست های زیادی بهشون داده نمیشه و بیشتر کارهای خانه داری و نظافت برای زنان و کارهای تعمیری و باربری برای مردان. البته این دسته دارای بنیه ی بسیار ضعیفی هستن و کار سنگین زیادی نمیتونن انجام بدن اما در کنار همه ی اینها چیزی دارن که برای بقیه جذاب هستش، اونهم اندام و چهره ی ظریف و دلنشینشون هستش. با وجود همه ی اون ضعف ها امگا ها بخاطر ظاهر فریبندشون درامد بسیار خوبی در کاباره ها و تئاتر های بازیگری دارن و اگر بتونن همسر یک الفا بشن زندگی مرفهی خواهند داشت گرچه خانواده های اشرافی خیلی با اینگونه وصلتها موافق نیستن مگر اینکه امگا هم از خانواده ی مرفه و سرزبان داری باشه. همجنس گرایی در این دوره از فیکشنم هنوز مرسوم تابو هست و بسیار مخالف داره اما بازم وجود داره. درمورد فرومون یا رایحه های الفا و امگاها درست همونطوره که در فیکشن های دیگه هستش. رایحه الفاها برای بقیه بسیار جذاب و دلفریبه و رایحه ی امگاها هم بسیار خوش عطر و مطبوعه اما بسته به جنسشون میزان رایحه ی اونها کم یا زیاده. همین بود توضیحات و اگه مشکلی بود بازم توضیح میدم. ممنونم.
قسمت اول
بعد از نوازش با ملاحظه ای که به روی سطح خشدار برگه های زرد شده ی دفترچه انداخت، اون رو بست و با همان ملاحظه و بدون هیچ عجله ای به روی میز چوبی کنار تخت گذاشت. دم عمیق و آه مانندشو به بیرون رها کرد و به اسمانی که با ستاره های نورافشان و چشمک زن مزین شده بود خیره شد. چشم های ریز و خاموشش با ارامش عجیبی به اون صفحه ی پر از خال های درخشان دوخته شده بود و نور مصنوعی مهتاب به روی پوست بی رنگ و تن ضعیفش سایه انداخته بود.
ŞİMDİ OKUDUĞUN
black pearl
Hayran Kurguاین امپراطوری به یک جانشین نخست وزیری نیاز داشت، مقامی که دو فرد یک خاندان بر سرش جنگ داشتند، همه چیز از همین جنگ شروع شد. مین یونگی و کیم تهیونگ، دو آلفای خاندان مین، کسانی بودند که در صف اول نامزد های جانشینی نخست وزیری بودند. همه چیز از یک جنگ...
