27

1.5K 80 8
                                        

شیر آب رو باز کردم بله دیگه اینم شانس منه بایدم آب قطع باشه یکم دور خودم گشتم که چشمم خورد به بطری آب روی کابینت با خوشحالی برداشتم و خالیش کردم توی کتری تا جوش بیاد چند مین گذشت فنجون رو پر کردم و نشستم روی مبل خونه به طرز عجیبی بوی الکل گرفته بود

شونه بالا انداختم و از قهوه ام مزه کردم آخیششش چقدر خوبه
فنجون خالی رو گذاشتم بغل دستم هوا چقدر گرم شده بود سرمم گیج بود کل سالن دور سرم میچرخید مگه تو قهوه چی بود که این وضع شدم من هوففف هوا خیلی گرمه
با هر بدبختی بود خودمو به اتاق رسوندم و یکی از لباس های خنکم رو پوشیدم
صدای در خونه اومد و پشت بندش کوک که صدام میزد از اتاق رفتم بیرون

_سلام روکسان لب تابم رو ندیدی باید پرونده چندتا از مریض هارو چک کنم

+چرا الا واست میارمش

روی مبل نشست و شروع کرد به کار کردن روبه روش نشستم و بی اراده بهش نگاه کردم چقدر امروز جذاب شده بود چشمم خورد به لب هاش فاک بهت کوک لب هاش بدجور وسوسه ام میکرد لبمو به دندون گرفتم و سعی کردم نگاهمو ازش بگیرم که دستشو برد بین موهاش و لبشو با زبون خیس کرد دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم

لب تابش رو بستم و روی پاهاش نشستم دستمو دور گردنش حلقه کردم

_ر..روکسان حالت خوبه ؟!

+اهومممم خیلی خوبم (و خودمو روی عضوش میمالیدم)

لبمو به دندون گرفتم و خمار بهش خیره شدم که با انگشت شصتش لبمو ازاد کرد فاصله امون رو پر کردم و یه کیس رو شروع کردیم

دستمو بین موهاش میکشیدم و دستاش رو از زیر لباسم رو باسنم رسوند و یه اسپنک بهم زد که یه جیغ کوتاه کشیدم و اون زبونش رو وارد دهنم کرد بدجور تشنه هم بودیم و قصد جدا شدن نداشتم با کم اوردن نفسم سرمو عقب کشید و نفس نفس میزدم

کوک من رو انداخت روی مبل و لباسمو از تنم دراورد سینه هامو توی مشتش گرفتم نوک سینه هامو به بازی گرفت

+اههههه ددی

از لقبی که بهش داده بودم خوشش اومده بود سرشو پایین برد و سینه ام رو به بازی گرفت صدای ناله هام خونه رو پر کرده بود در حالی که سینه ام رو با زبونش میخورد دستشو پایین برد و از توی پنتی ام رد کرد و گذاشت روی عضوم

_اومممم بیبی گرل انگار واسه ددی خیس شدیی

شروع کرد کیس مارک گذاشتن تا پایین و به پنی ام که رسید اونو با دندون دراورد لباس های خودش رو هم بیرون اورد و بین پام قرار گرفت
عضوش رو روی عضوم کشید

+اهههه ددی تمومش کن می خوامش

_بگو چیو می خوای بیبی بگو تابهت بدمش

+دیکتو می خوام حسش کنممممم

یهو همش رو واردم کرد که از درد نفسم بند اومد و اون بی توجه یه ضرب میکوبید صدای بدن هامو همه جا رو پر کرده بود

_فاک بهت خیلی تنگی دلم می خواد تا فردا توت بکوبم اوممم وسوراختو پر کنم

اینقدر ادامه داد تا دوتامون کام کردیم و من از خستگش خوابم برد‌....

اوکی گایز میدونم خیلی هورنی بود ولی خوب در خواست اسمات هم زیاد بود منتظر نظر هاتون هستم 🥰🫂

Psycho girlOnde histórias criam vida. Descubra agora