قسمت هفتم
-پس برای اولین درسمون، روی تاریخچه نژاد گونهی گرگیمون، مروری میکنیم، من مطمئنم شما این رو از درسهای تاریخ سال قبل یاد گرفتین.
کیونگسو نگاه کوتاه دزدکی به آلفاش انداخت. بنظر میرسید جونگین در حال خیال بافی بود، مثل هر دانش اموزی که ممکن بود در طول درس همچین کاری کنه. بعد از اینکه استراحت بین ترم تموم شد، درس های روی طبیعت و غریزه گرگ ها و نژادشون به عنوان اخرین درس هرهفته تنظیم شد. این یک نیم ترم خاص و کورس درسی برای دانش اموزان توی دومین سال دبیرستانشون بود، اکثر امگاها اولین هیتشون رو تجربه کرده بودند و الان رام شده بودند.
وقتی امگاها به سن هجده سالگی میرسیدند، و بدنشون کامل بالغ میشد، بعد از هجده سالگی هیت هر زمانی میتونست اتفاق بیفته و سراغشون بیاد. برای کسی مثل بکهیون، خیلی زود هیت شد، بعد از تولد هجده سالگیش، چانیول بکهیون رو دسامبر قبلی توی طول تعطیلات رام کرده بود اما کسایی مثل کیونگسو هم بودند، کسایی که هیتشون رو بعد از تولد نوزده سالگیشون تجربه میکردند، همانطور که تولد نوزده سالگی لوهان توی اپریل نزدیک بود، اونا بخوبی هیتش رو پیش بینی کرده بودند.
-حالا یه باور عمومی وجود داره که پیوند الفا-امگا برای امگاها وجود داره تا به الفاها خدمت کنن، میخوام یاداوری کنم هر دانش اموزی که اینجا پیوند الفا-امگا داره بخاطر نیاز الفا به یه شریک حمایت کننده است، الفا هم میتونه الفای یا بتای دیگهای رو بعنوان جفت و همسر انتخاب کنه مخصوصا اگه احساسات و انرژی و تاثیرات قوی وجود داشته باشه اما چیز مخصوصی درباره ی اشتراک گذاری روح امگا با الفا وجود داره، در کنار اینکه امگای پیوند خورده همسرش میشه، فرضیه ای هست که میگه اونا شرکای روحی (سول میت) هم میشن.
سوهو کنفرانسش رو ادامه داد گرچه پچ پچ و صدای صحبت از کلاس شنیده میشد. برای یه برهه ای از زمان، کیونگسو یکی از معتقدین نظریه ی شرکای روحی پیوند الفا-امگا بود. هرچند وقتی بزرگ تر شده بود، دیدن بقیه ی گرگ ها باورش رو پاره پاره کرده بود و ارمان هاش شکسته بود. متوجه شده بود که پیوند الفا-امگا بیشتر پیوند ارباب-برده بود نه فرضیه ای که عموم باور داشتند، این جوری بود که بقیه چیز ها کار میکرد.
حتی معلم هایی بودند که نخواستن از اموزش شرکای روحی به صورت یه برنامه مشخص طرفداری کنن. معلم تاریخ راهنمایی کیونگسو به سادگی به کلاس گفته بود که امگاها وجود دارن تا فرمان ببرن و فقط برای لذت دادن بوجود اومدن، مثل چیزی که خیلی امگاها میگفتند. بعضی وقت ها کیونگسو متعجب میشد چرا شورا، فرضیه ی شرکای روحی رو اصلا وارد تحصیلاتشون کرده بود.
با وجود شک کیونگسو درباره ی نظریه ،کیونگسو به سوهو به عنوان یه معلم طرفدار همچین تحصیلاتی احترام میذاشت. اون مخصوصا یکی از علاقمندان کلاس سوهو بود و بعضی وقت ها برای داشتن همچین بتایی به عنوان معلم کلاس فرم شناسی، احساس خوشبختی میکرد. به عنوان یه بتای متوسط، سوهو هیچوقت تحقیر امیز به امگاها نگاه نکرده بود و به چیزی که درس میداد باور داشت.

YOU ARE READING
"CLAIMED" [Complete]
Werewolfاونجا بودی... وقتی که نیاز داشتم کسی پیشم نباشه تو بودی... درست روبهروی من... با نگاه پرنفوذت بهم خیره شده بودی... با اون موهای پلاتینیومی سفید، سخت دور از دسترس و سرد بنظر میومدی... چطوره نگم از لباس کشباف قرمز رنگ بستکبالت که تو رو جذاب تر نشون می...