❌Complete❌
ژانر : اجتماعی _رومنس
#1 stylinson #2 larry #3 louisandharry
#20 onedirection &...💙💚
وقتی بین دوست داشتن و عشق فاصله ای نیست اما
تفاوت زیادی بین این دو کلمه اس
مثلث عشقی دو قلوهای استایلز 💚💙💚و لویی
این یه داستانه برای لرری (لدوارد)...
زین ناخن هاشو دونه دونه میجوید که دست هری روی شونه اش فرود اومد
:آروم باش الانه که راهی بیمارستان بشی
:من چرا استرس دارم
هری چشماشو چرخوند :ما دوتا زیاد از این حرفا بهم میزنیم ولی هیچ فایده ای نداره
کنار زین نشست و به راهرو نگاه کرد :اینطوری نیست که بخوام الان مال من باشه باور کن هری ,فقط استرس دارم
:وقتی مراسم تموم شد همه چیو باور میکنی , بعد این داستان رو تموم میکنی , تو چرا هنوز با کسی نیستی?
:نمیخواستم انتخابم بخاطر فراموشی پری باشه
:همه داریم عاقل تر میشیم
زین هری رو به شوخی هل داد :تو! هرگز
هردو خندیدن :مراسم الان شروع میشه بهتره بریم یه جا بشینیم
Oups ! Cette image n'est pas conforme à nos directives de contenu. Afin de continuer la publication, veuillez la retirer ou mettre en ligne une autre image.
زین و هری روی صندلی ها نشستن , خیلی از افراد اونجا رو نمیشناختن , راستش تقریبا هیچ کس رو نمیشناختن
تا اینکه بعد چند دقیقه هوا کمی تاریک شد و همه ی صندلی ها تقریبا پر شده بود , پدر روحانی کنار پیتر ایستاده بود
زین زد به بازوی هری
:اونجا رو نگاه کن , کی اومدن !?
هری رد انگشت زین رو گرفت کمی اونطرف تر باغ ادوارد و لویی رو دید که در حال حرف زدن بودن
:خب خب خب , کی بود داشت یه چیزایی در مورد تموم شدن مراسم و فراموش کردن و این حرفا میزد?