-حالا میخوای چیکار کنی؟-پیرمرد تخمی صبح پاشدم با لبخند نامه اعزام سربازیمو گذاشت کف دستم، پسفردا میرم باورت میشه؟
آه کشید و یه مشت چیپس دیگه خورد.
-میخوای باهات بیام؟-نه خفه شو چی میگی بابا.
-میام تنهات نذارم.
بکهیون رو چمن ها چرخید سمت دوستش.
-سهون، تو بعد چند وقت مخ این دختره رو زدی؟-۳ سال و ۱۱ ماه.
-و الان چند وقته رل زدین؟
-۱۸ ساعت.
-بعد میخوای این رابطه تخمی که همینجوری رو هواعه رو ول کنی بیای سربازی که چی بشه؟
-که برینم به نصیحت های رفیقانهات؟
بکهیون لب پایینشو کشید تو دهنش، حدود یک دقیقه سکوت سنگینی کرد. اصلا عاجز بود از سخن گفتن.
-سهون به همون کفتری که نشسته سنگ اسفالتو نوک میزنه قسم تو اگه با زانوهاتم فکر میکردی کمتر کص میگفتی.
سهون چیپسو فرو کرد تو دهنش و سر تکون داد.
-منطقیه.-بجای اینا بگو من چیکار کنم، این دو روزو کجا چتر شم.
-خونه ما که بابات زنگ زده بابام راهت نده.
-میدونم عوضی، برای همون میگم فکرتو بکار بنداز، بدون پول، ماشین و مدارکم که ازم گرفته و همینطور خونه اقوام و دوستهام که مطلقا زنگ زده به همه تاکید کرده رام ندن.... راستش فکر کنم خیلیم خوشحال شدن... بگذریم، غیر اینا کجا میشه برم.
سهون سر تکون داد:
-حتی سونا هم نمیتونی بری.-هم آیدی کارت میخواد هم پول.
-کاش دوست دختر داشتی.
-خیلی حیف شد، نکه تو دوست دختر داری مکانت به راهه.
-بذار ۲۴ ساعت بشه لاشی.
هردو دوباره مشت مشت چیپس خوردن.
در حقیقت تو مسیر که میومدن ۲ تا بچه با کلی چیپس تو دستشون دیدن که خوشحال از خریدشون میرفتن پارک و پنج تا بسته رو با پس گردنی ازشون گرفتن.سهون پوزخند زد:
-شده شبیه مانهواها نه؟ الان باید بارون بیاد و بعد چند نفر مزاحمت بشن بعد با یه ماشین گرون تصادف کنی و صبح لخت تو یه تخت خفن تو از این خونه گرونا بیدار شی کنارتم یه ددی سکسی جوون سرد گی و سینگل باشه.بکهیون با چندشی نگاهش میکرد.
-حالا چرا کنارم یه مامی پولدار نباشه؟سهون بشکن زد:
-خودشه احمق خودشه، باید یه دوست دختر پولدار پیدا کنی.و اینجوری شد که بکهیون یه عکس شیرین از خودش رو چمنها زیر نور گرم خورشید با افکت های کیوت کننده گرفت و با یه متن خاص استوریش کرد.

KAMU SEDANG MEMBACA
𐇵 ℙ𝕚𝕠ℙ𝕚𝕠 𐇵
Fiksi Penggemar࿑𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝁺𝐶ℎ𝑎𝑛𝑏𝑎𝑒𝑘, 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑙𝑜𝑒𝑦, 𝑆𝑒𝑘𝑎𝑖 ࿑𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞𝁺 𝑇ℎ𝑟𝑒𝑒𝑠𝑜𝑚𝑒, 𝑆𝑚𝑢𝑡, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐶𝑜𝑚𝑒𝑑𝑦, 𝐹𝑙𝑢𝑓𝑓 لوئی برادر کوچکتر یول، برای سالهای زیادی دور از خونه و به تنهایی زندگی میکرد. و درست وقتی زندگیش رو به ای...