𝁵03𝁵

946 216 164
                                    


-حالا میخوای چیکار کنی؟

-پیرمرد تخمی صبح پاشدم با لبخند نامه اعزام سربازیمو گذاشت کف دستم، پسفردا میرم باورت میشه؟

آه کشید و یه مشت چیپس دیگه خورد.
-میخوای باهات بیام؟

-نه خفه شو چی میگی بابا.

-میام تنهات نذارم.

بکهیون رو چمن ها چرخید سمت دوستش.
-سهون، تو بعد چند وقت مخ این دختره رو زدی؟

-۳ سال و ۱۱ ماه.

-و الان چند وقته رل زدین؟

-۱۸ ساعت.

-بعد میخوای این رابطه تخمی که همینجوری رو هواعه رو ول کنی بیای سربازی که چی بشه؟

-که برینم به نصیحت های رفیقانه‌ات؟

بکهیون لب پایینشو کشید تو دهنش، حدود یک دقیقه سکوت سنگینی کرد. اصلا عاجز بود از سخن گفتن.

-سهون به همون کفتری که نشسته سنگ اسفالتو نوک میزنه قسم تو اگه با زانوهاتم فکر میکردی کمتر کص میگفتی.

سهون چیپسو فرو کرد تو دهنش و سر تکون داد.
-منطقیه.

-بجای اینا بگو من چیکار کنم، این دو روزو کجا چتر شم.

-خونه ما که بابات زنگ زده بابام راهت نده.

-میدونم عوضی، برای همون میگم فکرتو بکار بنداز، بدون پول، ماشین و مدارکم که ازم گرفته و همینطور خونه اقوام و دوستهام که مطلقا زنگ زده به همه تاکید کرده رام ندن.... راستش فکر کنم خیلیم خوشحال شدن... بگذریم، غیر اینا کجا میشه برم.

سهون سر تکون داد:
-حتی سونا هم نمیتونی بری.

-هم آیدی کارت میخواد هم پول.

-کاش دوست دختر داشتی.

-خیلی حیف شد، نکه تو دوست دختر داری مکانت به راهه.

-بذار ۲۴ ساعت بشه لاشی.

هردو دوباره مشت مشت چیپس خوردن.
در حقیقت تو مسیر که میومدن ۲ تا بچه با کلی چیپس تو دستشون دیدن که خوشحال از خریدشون میرفتن پارک و پنج تا بسته رو با پس گردنی ازشون گرفتن.

سهون پوزخند زد:
-شده شبیه مانهواها نه؟ الان باید بارون بیاد و بعد چند نفر مزاحمت بشن بعد با یه ماشین گرون تصادف کنی و صبح لخت تو یه تخت خفن تو از این خونه گرونا بیدار شی کنارتم یه ددی سکسی جوون سرد گی و سینگل باشه.

بکهیون با چندشی نگاهش میکرد.
-حالا چرا کنارم یه مامی پولدار نباشه؟

سهون بشکن زد:
-خودشه احمق خودشه، باید یه دوست دختر پولدار پیدا کنی.

و اینجوری شد که بکهیون یه عکس شیرین از خودش رو چمنها زیر نور گرم خورشید با افکت های کیوت کننده گرفت و با یه متن خاص استوریش کرد.

𐇵 ℙ𝕚𝕠ℙ𝕚𝕠 𐇵Where stories live. Discover now