یول خودشو رو تخت لوئی ول داد و لخت شدنشو نگاه کرد.
خودش دوش گرفته بود و سبک بود و لوئی تازه تونسته بود از دست مامانش راحت شه که بتونه بیاد دوش بگیره.تشنه و دلتنگ همه جزئیات اون بدن تراشخورده تندیس گونه رو تا حمام با نگاهش بدرقه کرد.
حوصلش سر رفت و یبار دیگه به بکهیون تکست داد.
"شب شده هنوز خوابیدی؟ چجوری میخوای شب بخوابی پس"میدونست جواب نمیگیره مثل همه ۴۰ تا تکست قبلیش که قبل از همشون یه متن کوتاه از سمت بکهیون اطلاع داده بود میخواد بخوابه و احتمالا سایلنت کرده بود.
وقتی داشت گیم میزد و وسط جای حساسش بود در اتاق باز شد مامانش اومد تو.
=عزیزم برادرتو ندیدی؟+حمومه.
=اسنک چی میخوری.
+هیچی.
=چرا اینجوری جوابمو میدی؟
+دارم میبازم مامان خیلی حساسه یه لحظه وایسا نمیتونم قطعش کنم.
هیون یهو زنگ زد.
یول با ذوق بازیو قطع کرد و جوابشو داد.
+بیدار شدی؟خانوم پارک چشمهاش زد بیرون.
یول با ذوق رو تخت جا به جا شد و با لحن آروم و شلی یه "هوم" لوس گفت.
+هرچی تکست میدادم جواب نمیدادی، چقدر مگه میخوابی؟ هوممم... دلم تنگ شده بود برات میدونی از کیه درست و حسابی ندیدیم همو؟خانوم پارک رفت سمت حمام و درو باز کرد. لوئی با ژست سکسی سرشو چرخوند و بجای دوست پسرش با مامانش چشم تو چشم شد.
-وات د.... مام؟؟؟؟؟خانوم پارک بی اهمیت دستشو تو هوا تکون داد.
=خودم زاییدمت همه چیتو دیدم... تا ۵ سالگیت نمیتونستی عنتو بشوری سوراخ کونت دست خودم بود بابا.لوئی پرده حمام رو کشید و خودشو پشتش قایم کرد.
-مامان من بزرگ شدم.خانوم پارک لباس کثیفهای پسرهارو جمع کرد.
=لو.-جانم مادر.
خانوم پارک صداشو آورد پایین.
=یول با کسی قرار میذاشته من نمیدونستم؟لوئی اومد جلوتر.
-وات؟ چیشده مگه.خانوم پارک دستشو رو دماغش گذاشت اشاره کرد لوئی بیاد جلوتر.
لوئی آبو بست ساکت شه محیط و اومد جلو کنار در.
یول رو دید رو تخت هی قل میخورد و با نیش باز آروم تو گوشی پچ پچ میکرد.لبخندشو خورد و گفت.
-باید مچشو بگیریم.سرشو چرخوند سمت مامانش که دید مامانش خیره داره دم و دستگاهشو نگاه میکنه.
داد زد و خودشو پرت کرد پشت پرده.
خانوم پارک با غرور سر تکون داد.
=بنازم خودمو... چی هم ساختم...لوئی زد تو پیشونیش.
-مام... لطفا...خانوم پارک لباسارو جمع کرد رفت بیرون.
آروم از کنار یول گذشت.
+آخر شب بیام دنبالت بریم بیرون؟

YOU ARE READING
𐇵 ℙ𝕚𝕠ℙ𝕚𝕠 𐇵
Fanfiction࿑𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝁺𝐶ℎ𝑎𝑛𝑏𝑎𝑒𝑘, 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑙𝑜𝑒𝑦, 𝑆𝑒𝑘𝑎𝑖 ࿑𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞𝁺 𝑇ℎ𝑟𝑒𝑒𝑠𝑜𝑚𝑒, 𝑆𝑚𝑢𝑡, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐶𝑜𝑚𝑒𝑑𝑦, 𝐹𝑙𝑢𝑓𝑓 لوئی برادر کوچکتر یول، برای سالهای زیادی دور از خونه و به تنهایی زندگی میکرد. و درست وقتی زندگیش رو به ای...