𝁵32𝁵

1K 157 2
                                    


بکهیون و یول هردو اون ستون خائن رو تو دست گرفتن و هنوز کار خاصی نکرده بودن که لوئی ارضا شد.
تیشرت تنش رو نمدار کرد و بکهیون شوکه شد.
یول سریع برگشت سمتش.
+ریختیش رو لباست؟؟؟؟

لوئی از صدای بلند یهویشش ترسید.
یول گلوشو گرفت:
+ریختیش رو این تیشرت زشت ولی نریختیش تو من؟

لوئی خندید:
-هیونگ نفسممم، بذار نفس بکشم... قسم میخورم من از این کینکا ندارم عشقم.

یول عصبی کتکش زد.
+امشب مجبوری ۳ بار کام شی پارک لو ئی، یبارشو که گند زدی، حواستو جمع کن من اگه امشب مطمئن نشم جفتمون کامتو گرفتیم نمیذارم بخوابی.

لوئی خندید:
-چشم عزیزم... هرچی تو بخوای.

بکهیون یقه تیشرتشو کشید سمت خودش و لباشو بوسید. لوئی لبای ظریف و بوسیدنی بکهیونو سریع قبول کرد و بکهیون قبل عمیق شدن بوسه لباشو ازش گرفت.
×خودت باش، میدونم که خودتو کنترل میکنی جلوی یول چیزی که هستیو نشون بدی.

لوئی آه کشید:
-جلوی تو بخوامم نمیتونم خودمو کنترل کنم.

حمله کرد به بکهیون، موهاشو چنگ زد سرشو عقب برد و گردنشو به دندون گرفت.
تشنه رو لبای بکهیون پرسید.
-میخوای خودم باشم؟

تیشرت بکهیونو پایینشو گرفت و محکم کشید، از دو طرف پاره شد و تا به دوخت یقه‌اش رسید پارگی تموم شد.

دو طرف تیشرت پاره رو کشید مچ های بکهیونو محکم به هم بست و مچ هاشو پشت گردنش گذاشت.
تیشرت برای اینکه کامل با فشار لو دور مچ هاش پشت گردنش گره بخوره به گلوی بکهیون فشار آورد.
-میتونی نفس بکشی؟

بکهیون با اخم سرشو چپ و راست کرد.
-میتونی زنده بمونی؟

بکهیون گیج شد با تاخیر سرشو تکون داد.
لوئی نیشخند زد.
-خوبه، زنده بمون.

یول یکم ترسید:
+گلوش اذیته.

لوئی بازوی یول رو گرفت بلندش کرد.
-نترس، انقدر باز هست نفسش رد شه.

یول رو روی سینه لخت بکهیون نشوند.
+چیکار میکنی لو؟

یول از پشت دیک یول رو گرفت:
-پسرای بدی که میخوان منو بازی بدن یه کوچولو باید تنبیه شن.

دیک یول رو گرفت جلو دهن بکهیون.
با دیک یول لبای بکهیونو نوازش کرد.
-مواظب دندونات باش و بخور.

بکهیون دهنشو باز کرد ولی هنوز اخم داشت.
-پسر خوب.

یول رو هول داد جلوتر بره، یول دستهاشو به دیوار گرفت و کمرشو رو دهن بکهیون تنظیم کرد.
لوئی لبشو گزید و باسن لوئیو اسپنک کرد.
کمر شلوار و شورت بکهیونو گرفت و باهم در آورد.
پاهاشو باز کرد و خوب نگاهش کرد.

پشت دستشو آروم کشید رو دیک نیمه تحریک بکهیون.
خم شد و چشمهاشو بست، بینیشو گذاشت روش و آروم بو کشید.
درسته گفته بود براش بدن دختر یا پسر فرقی نداره ولی نگفت که ارجحیتش بدن مردهاست.
این بوی مردونه، این عضو روبه تحریک.
این ورودی که بهش میگفت قراره باهاش کارایی بکنه که پارتنرش نمیتونه هیچ وقت برای کسی تعریف کنه تا اوج شهوت میرسوندش.

𐇵 ℙ𝕚𝕠ℙ𝕚𝕠 𐇵Where stories live. Discover now