دست لوئی از وسط پاهاش رفت پایین دیکشو چنگ زد، یول بی اختیار کمرشو قوس داد بالا.
-چکه میکنی...دستشو دراز کرد کش موی صورتی روی میز که معلوم نبود مال کیبود و اصلا تو اون موقعیت اهمیتی نداشت رو برداشت و دو دور، دور دیک و تخمهاش انداخت. یول خجالت میکشید بپرسه این کار برای چی بود.
-اذیتی؟
یول معذب سرشو چپ و راست کرد.
-سفته؟
یول اینبار با حرکت سرش تایید کرد.
-دردت میاد؟یول با سر گفت نه.
-خوبه.و ضربه محکمی به باسنش زد.
-ولی با لبات جوابمو بده پارک چان یول، لبات با دیک بکهیون پر نشده که سکوت میکنی برام.یول کمرشو آورد بالا بخاطر ضربه و فضای سخاوتمندانه تری به دستای حرفهای لو داد.
لو دو طرف باکسرو کشید بالاتر و بیشتر فرو کرد وسط باسنش تا بیشتر ببینش.انقدر ضربه هاشو زد تا حسابی قرمز و حساسش کرد.
یول بی طاقت شد، لوئی فهمید کلافه شده و پلاگو در آورد.
یول سریع از جا بلند شد. به پشت رو پاهای لو نشست و پاهاشو دو طرفش گذاشت.
لوئی لباشو به پشت یول چسبوند.
-چی میخوای عزیزم؟یول رفت جلو و دستشو به لبه میزی که نزدیک بود گرفت.
یجور چهار دست و پا تو هوا شده بود.
برگشت و مثل یه گربه هورنی به لو نگاه کرد.
وسط باکسرشو کشید کنار تا سوراخش بدون پوشش دیده شه و با صدای آرومی گفت.
+میخوام سخت بکنیم.لوئی مکث کرد... نفس عمیق کشید تو سینه و با "فاک" بیرونش داد.
هردو رون یول رو گرفت و گفت.
-امشب خودت سختش کردی عزیزم... من میخواستم اذیتت نکنم.دیکشو در آورد و درحال آماده کردن خودش گفت.
-میز رو محکم بگیر بیبی گرل.یول سرشو برگردوند به روبه رو نگاه کرد و محکم میز رو گرفت وزنشو نگه داره.
یکم استرس داشت و نمیدید لوئی چیکار میکنه.
آب دهنشو فرو داد و یهو لبهاش کامل باز شد مثل ماهی سعی کرد نفس بگیره و سرش رفت عقب.
هنوز فرصت نفس گرفتن پیدا نکرده بود که به سرعت به جلو پرت میشد و هربار پارتنرش دوباره خودش باسنشو گرفته بود عقب میکشید.کشیدگی و پر شدنی که به طور مداوم حس میکرد مغزشو داشت از این دنیا کلا میبرد و دلش میخواست تا ابد قفل همین میله سختی بمونه که الان داشت خصوصی ترین جای بدنشو کشف میکرد.
لوئی کشیدش یهو بیرون و تا وقتی سوراخ دوست پسرش هنوز کامل باز بود داخلش تف کرد و یبار دیگه فرو کرد تا راحت تر کنه کارشو.
-صداتو نمیشنوم مای بوی.کشید دوباره ازش بیرون و دهنشو نزدیک سوراخش کرد.
لیسش زد و اون لبه باریک باکسر سکسی دوست پسرشو به دندون گرفت و با فشار دندون پارش کرد.اینبار با فضای ازاد تر کامل انقدر واردش شد که پوست زیر شکمش کامل بچسبه به باسنش.
کمرشو گرفت کشیدش عقب و انداختش کنارش رو کاناپه.

ВЫ ЧИТАЕТЕ
𐇵 ℙ𝕚𝕠ℙ𝕚𝕠 𐇵
Фанфик࿑𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝁺𝐶ℎ𝑎𝑛𝑏𝑎𝑒𝑘, 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑙𝑜𝑒𝑦, 𝑆𝑒𝑘𝑎𝑖 ࿑𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞𝁺 𝑇ℎ𝑟𝑒𝑒𝑠𝑜𝑚𝑒, 𝑆𝑚𝑢𝑡, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐶𝑜𝑚𝑒𝑑𝑦, 𝐹𝑙𝑢𝑓𝑓 لوئی برادر کوچکتر یول، برای سالهای زیادی دور از خونه و به تنهایی زندگی میکرد. و درست وقتی زندگیش رو به ای...