یول نشست کنار لوئی بازوشو گرفت و خیلی لوس اسمشو کشدار صدا زد "لو". لوئی با چشم بسته فقط یه هوم گفت.
+بهمون وسایل بهداشتی و لباس تمیز نمیدن؟
لوئی چشماشو باز کرد سرشو چرخوند نگاش کرد.
-نمیدونم عزیزم، منم دفعه اولمه بازداشت میشم.بکهیون پیراهن فرمش رو در آورده بود و با تیشرت بود.
اومد سمت دیگهاش رو زمین نشست و منتظر نگاهش کرد:×هواخوری هم نمیذارن بریم؟
لوئی اخم کرد بهش:
-بچه شدی؟ بازداشتیم.بکهیون دست دیگشو گرفت:
×آفتاب نداره اینجا، میمیریم که.لوئی دلش میخواست بهش لگد بزنه، دستشو کشید عقب.
-ازم فاصله بگیر... وقتی همه چیز تقصیر خودته برو اینارو تو آینه بگو.
بکهیون عنش گرفت و قیافشو زشت کرد:
×زهرمار... فکر کرده کیه.لو چشمهاشو گرد کرد براش. یول سرشو رو شونه لوئی گذاشت و صورتشو تو گردنش فرو کرد.
+اینجوری حوصلم سر میره.لوئی خشمش سریع خوابید، شقیقه یول رو بوسید و سکوت کرد.
+بابا نمیشه کمکمون کنه؟-بیبی توی دوره آموزشی اجازه تماس نمیدن بهمون بابا اصلا قرار نیست بفهمه.
یول سرشو رو زانوهای بغل گرفتهاش گذاشت:
+بابا اگه بود یکاری میکرد.لوئی نوازشش کرد و موهاشو بوسید.
بکهیون لباشو آویزون کرد:
×شما دوتا همش پیش همین، من اینجا تنهام...یول سرش رو آورد بالا:
+نه اینطوری نیست هیونگ.بکهیون افسرده تکیه داد به تخت پشت سرش.
×شما امید دارین به کمک کردن باباتون، ولی من کل زندگیمو از دست بابام فرار میکردم.لوئی یه ثانیه زیر چشمی نگاهش کرد.
یول لوئی رو رهاش کرد:
+هیوووونگ.خودشو رو زمین چهار دست و پا رسوند به بک و بغلش کرد و یه نما از بوتش تو مسیر به لوئی داد.
بکهیون سرشو رو شونه یول گذاشت و آروم و خسته گفت:
×شماهم به خاطر من گیر افتادین... خداروشکر سهونو کاری نداشتن. به بابام بازم اصرار میکنم که شما بیگناهین ازادتون کنن.
یول دلش نمیخواست بکهیون انقدر عذاب وجدان داشته باشه چون خودش دقیقا این حس عذاب وجدان به خاطر شرایطی که تو، توش هیچ نقشی نداشتی و مقصر اصلی نیستی رو خوب میفهمید.
حتی خودشو مقصر میدونست و ثانیه ای صدبار با هر یدونه اخم لو و نق زدن بکهیون قلبش چنگ میشد و پیش خودش فکر میکرد اگه به موقع بیدار میشد و خوابش انقدر سنگین نبود این همه بدبختی روز دوم نمیفتاد.

BINABASA MO ANG
𐇵 ℙ𝕚𝕠ℙ𝕚𝕠 𐇵
Fanfiction࿑𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝁺𝐶ℎ𝑎𝑛𝑏𝑎𝑒𝑘, 𝐶ℎ𝑎𝑛𝑙𝑜𝑒𝑦, 𝑆𝑒𝑘𝑎𝑖 ࿑𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞𝁺 𝑇ℎ𝑟𝑒𝑒𝑠𝑜𝑚𝑒, 𝑆𝑚𝑢𝑡, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐶𝑜𝑚𝑒𝑑𝑦, 𝐹𝑙𝑢𝑓𝑓 لوئی برادر کوچکتر یول، برای سالهای زیادی دور از خونه و به تنهایی زندگی میکرد. و درست وقتی زندگیش رو به ای...