من تلاش کردم به تو برسم، نمیتونم پنهانش کنم
چقدر قویه احساسی که داریم وقتی میپریم
توی سمت دیگهی اقیانوس ذهنم
زخمهام دارن با نمک درمان میشن
تمام احساساتم به جوش و خروش درمیان
هر زمانی که من و تو میپریم
توی سمت دیگهی اقیانوس ذهنم
ولی در آخر من غرق میشم، تو منو به سمت پایین کشیدی
تو منو به سمت پایین کشیدی، پایین
تمام این حس شرم
وقتی اسممو صدا میزنی
من درد رو احساس کردم
وقتی که تو اومدی
Kina – can we kiss forever
***
بار خستگی رو از روی چشم هاش کنار زد و پلک های خشکیدهش رو باز کرد. بدنش هنوزم درد داشت، از روزی که کتک خورد، حتی یک شب هم نتونسته بود کاملا استراحت کنه، با این وجود برای هموار کردن جاده ی سنگلاخ زندگی یونگی تمام قد خم شده و به پاهای زخمی خودش هم توجهی نداشت.
بعد از دور روز بیخوابی و دقیقا وقتی که برای استراحت چند ساعته به خونه برگشته بود، دیدن نابی توی اون وضع بیشتر شونه هاش رو سنگین کرد، نابی براش حکم یه دوست و همدم دلسوز رو داشت، پروانه ی عزیز کرده ی یونگی بدون قفس دست های برادرش طوری بی جون و زخمی شده بود که ساعت ها بی وقفه ناله میکرد و لباس هاش لحظه ای از نم تب خشک نمیشد.
چند ساعت بالای سر نابی بیدار مونده بود تا از پایین اومدن تب دختر مطمئن بشه؛ میتونست اعتراف کنه تو پرستاری از یه دختر افتضاحه و حالا میفهمید که گرایشاتش چقدر مناسب حالشه.
دستش رو آروم جلو برد و با ملایمت روی پیشونی خیس نابی گذاشت تا ببینه بعد از سه ساعت موفق شده کمکی به بهبودی دختر بکنه یا نه. پوستش به وضوح داغ بود، ولی همینکه متوجه شد دمای بدنش پایین اومده نفس راحتی کشید، توی اون اوضاع آشفته که انگار یه تخته سنگ بزرگ روی سقف بلوری زندگی هاشون سقوط کرده و همشون رو از هم جدا کرده بود، اینکه بلایی سر نابی بیاد میتونست زخم های دردناکشون رو به سنگسار خودخوری ها ببنده.
آرنجش رو لبه ی مبل گذاشت و بلند شد، بدن خشکش زودتر از خودش به ناله در اومد. دستمال های خیس رو جمع و بار دیگه تب نابی رو چک کرد. دختر هنوزم با همون بیتابی هذیون میگفت و اسم ایرا رو صدا میزد.
عذاب نابی در حالی که بین خواب و بیداری معلق مونده بود، حتی هوسوک رو هم برای ایرا نگران میکرد. منتظر بود دختر بالاخره چشم باز کنه تا دلیل تکرار بدون توقف اون اسم رو از زبون خودش بشنوه. آخرین تصویری که از ایرا به یادش مونده بود رنگ صورتی بستنی توت فرنگی روی لب های کوچیکش بود و لبخند های شیرینی که قلب هر بیننده ای رو از معصومیت و پاکیش به تپش در میاورد.
چند وقتی بود که از فکر کردن به همه خسته میشد و جونش به لبش میرسید، ولی کاری هم از دستش بر نمیومد، اونقدر قدرت نداشت که بتونه همه رو نجات بده یا باری از رو دوششون برداره .
YOU ARE READING
Kiss my wings
Mystery / Thriller• Name: Kiss my wings • Couple: Sope, Yoonmin, Vkook، boyxgirl & ... • Writer: Polaris • Summary: شروع تاریکی زندگیش ساده به نظر می رسید. رسوایی یونگی در مطبوعات و برملا شدن رازی که به نظر بزرگترین پنهان کاری زندگیش بود، مقابل چشم هزاران تماشاگر...
