Part 50

47 4 0
                                        

ساعت 21:00

سانجی نفس عمیقی کشید و روی کاناپه طبقه دوم نشسته بود و یه مغازه بزرگ پ از کت شلوار و لباسا مردونه بود و سانجی دورشو نگاه کرد که یه عالمه کت شلوار دورش بود و به زورو نگاه کرد که داشت یکیو انتخاب میکرد و چشماشو بست .

_ این همه کت شلوار داریم هردومون...

_ و همرو یه بار یا چند بار پوشیدیم ...

_ خوب لباسهه...کیسه فریزر نیست که یه بار مصرف باشه ‌...آدم لباس و میشوره

با خفت به زورو خیره شد و خواست سیگارشو روشن کنه زورو زیر چشی نگاش کرد و یه کم اخم کرد .

_ اینجا نه ...

_ باشه باشه

سانجی بلند شد و یکی از جلیقه و کت شلوارا مشکی برداشت و یه کراوات مشکی هم برداشت با یه پیرهن سفید.

_ خوبه؟

_ نه سفید داری...

سانجی پیرهنشو جدا کرد و یه پیرهن مشکی برداشت ولی یه آبی نفتی باهاش قاطی شده بود که تو نور معلوم بود و سایه مینداخت و رفت داخل پرو و پوشید. وقتی که اومد بیرون کراواتشو یه کم سفت کرد .

_ خوبه همین دیگه

زورو زیر چشی نگاش کرد و از پایین شروع کرد و اومد بالا و لبخند کوتاهی زد.

_ خوبه...ولی رنگا روشن بیشتر بهت میاد

زورو خواست یه کت شلوار برداره که سبز بود و سانجی چشاش گرد شد و زد تو دستش.

_ ریدم تو سلیقت خوب ؟...

یه کت شلوار مشکی براش برداشت ولی رنگش کامل مشکی نبود و انگار کمرنگ تر بود و یه جلیقه مشکی و کراوات مشکی با یه پیرهن طوسی پر رنگ پرت کرد سمتش . زورو آروم گرفتنشون و هیچی نگفت و رفت پوشیدشون و اومد بیرون ولی کراواتش باز بود .

_ نمیشه همون قب...

_ خفه شو همین خوبه ... ببینم بلد نیستی هنوز ببندی؟

سانجی لبخند ریزی زد و آروم رفت سمتشو دو ور کراواتشو گرفت‌.

_ قبل من کی میبست برات ...

_ یا نمیپوشیدم یا یکی میبستش خدمتکاری یا کسی...

_ مثلا ...

_ اصلا هیچکی خوبه ؟

ساانجی پوزخندی زد و آروم شروع کرد به بستن کراواتش و وقتی کامل بستش خواست چیزی بگه که دید یکی از کارکنای فروشگاه بهش خیره شده و سریع زورو ول کرد و بقیه لباساشون برداشت و سریع از پله ها رفت پایین و فرار کرد و زورو منگ شد و کراواتشو سفت کرد.

_ به چی نگاه میکنی‌؟

_ ام...هیچی متاسفم...

زورو به جای خالی سانجی خیره شد و فهمید میخواد چی کار کنه و سریع رفت دنبالش ولی سانجی قبل از اینکه زورو بیاد کارتشو داده بود و لباسا قبلیشون میزاره داخل پاکت و کارتشو پس گرفت . زورو وقتی رسید دید حساب کرده و فقط پوکر خیره شد بهش.

Zoro X sanjiWhere stories live. Discover now