Part 28

182 35 39
                                        

در کنار یکدیگر قدم میزدیم ..
تو در شب ..
و من در تاریکی !

 
**********
 


خشم به ارومی بین اجزای صورت یونگی نفوذ کرد چرا که فردی که جلوش ایستاده بود مثلما کسی نبود که مشتاق دیدنش باشه .

با اخمی غلیظ ، نیشخندی زد و گفت : تو .. چطور جرات کردی بیای اینجا ؟"

پسر رو به روش بی اهمیت به واکنش بد یونگی با ارامش گفت : برای دردسر اینجا نیستم ، میخوام باهم حرف بزنیم "

یونگی ابرویی بالا انداخت و با طعنه گفت : حرف ؟ من حرفی برای زدن با امثال شما ندارم ..

فقط راهتو بگیر و برو قبل از اینکه بیان دنبال جنازت !"

نیم نگاهی به پسر عضلانی و همچنان اروم رو به روش کرد.

هرچند رفتار بدی نشون داده بود اما قلبا .. از دیدن بنگچان اون هم اینجا و بعد از این همه سال متعجب شده بود.

هرچند این باعث نمیشد تا چشمش رو روی اتفاقات قبل ببنده و ازش استقبال کنه پس روش رو از اون گرفت و زمزمه کرد : این اخرین اخطارم بود !"

پا تند کرد تا از پسر دور شه اما قبل از اینکه بتونه قدمی برداره بنگچان که بهش نزدیک شده بود گفت : ما یه دشمن مشترک داریم و اطلاعاتی که مطمئنم دنبالشید .. "

با شنیدن این حرف متوقف شد و نگاهش رو سمت پسر منعطف کرد که بنگچان ادامه داد : بازم راضی نمیشی ؟"

لحظه ای بینشون سکوت شد که در نهایت با دندون قرچه یونگی صدای نچندان مشتاقش به گوش رسید : دنبالم بیا ''

راه دادن اون پسر به تنها مخفیگاهی که براشون مونده بود اونم با وجود دشمنی دیرینشون و اتفاقاتی که قطعا هر دو طرف بیاد داشتن ، قمار بزرگی بود اما نمیشد حرف های بنگچان رو نادیده گرفت.

میدونست که اونها .. هرچقدر هم باهاشون دشمنی داشته باشن اما موجودات  مکاری نیستن پس این ریسک رو به جون خرید و هم قدم با پسری که با سرعتی مشابه خودش بین درخت ها میدویید سمت خونه حرکت کرد.

 
**********
 

جونگ کوک با بهت به جایی که درش بودن نگاه میکرد..

دهنش از شدت زیبایی و بزرگی اونجا باز مونده بود و نمیتونست سرش رو برای نچرخیدن به اطراف کنترل کنه.

توی عمرش حتی فکر هم نمیکرد روزی از نزدیکی جایی مثل اینجا رد بشه چه برسه به اینکه پاتنر دیوونه اش بی اهمیت به خطری که تهدیدشون میکرد کل طبقه مجلل اون رستوران قصر مانند رو رزرو کرده و اون رو به اینجا اورده.

بی اختیار لبخند پهنی زد و با برگشتن سمت تهیونگ گفت : باورم نمیشه تهیونگ .. اخه کل طبقه ؟؟ اونم اینجا ؟ "

𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔Où les histoires vivent. Découvrez maintenant