نميشد تو كمپاني راه رفت
كلي گل و كادو تو ساختمون بود
به مناسبت تموم شدن فيلم جديد لي و سهون
-حس خيلي خوبيه نه؟
لي كه با لبخند مهربون هميشگيش خيره شده بود به كادوها گفت
+معلومه كه خوبه، همين كه بدونم از ديد طرفدارا كارمو خوب انجام دادم واسم كافيه
با ديدن سهون و بابل تي شكلاتي تو دستش دلم ريخت
-آ..آ..آره آره خوش به حالت سونبنيم
^چقد خوب كه همه از فيلمامون راضي بودن
شروع كرد به صحبت با لي طوري كه انگار منو نميبينه
ولي بعد تموم شدن حرفش گفت
^ميخوام يه نگاهي بندازم ، توام ميخواي ببيني؟
واقعا دوست داشتم كادوهارو ببينم، تعداد انقد بود كه قطعا نتونم همرو ببينم
پكه گوچي ، كلي گل، لباس، حتي چندتا موبايل
-من چندبار سر تولدا و سربازيا ديدم بعضيا حتي تلوزيون ميدن
^بسته به مناسبت و وضع مالي فنا كادوهام فرق ميكنه
-واييي اينو
يكي از طرفدارا با اسم كيم جيسو يه حلقه ي كاپلي صورتيه كيوتو تو يه جعبه ي سرخابي و كلي قلب كاغذي رنگي رنگي گذاشته بود و رو يه ورق نوشته بود
« امروز تولدمه و آرزو ميكنم كادومو ببيني، ميدونم كلي كادو ميگيري و نميخوام اذيتت كنم ولي اگه خواستي كادوييو نگه داري مال منم نگه دار باشه؟ اوپا مثل هميشه تو فيلم خوشتيپ بودي و از همه بازيگراي هاليووديم بهتر بازي كردي>< خيلي دوست دارمممم❤️اگه آرزوم برآورده شد و كادومو ديدي ، لطفا تو فن ساين اين هفته وقتي گفتم جيسو ام بگو ناممو خوندي باشه؟؟ قول داديا ❤️❤️❤️ عاشقتم - جيسو »
-چقققققد اين دختره كيوتهههههه
^اكسوالا همشون كيوتن، مخصوصا بعضي خارجيا كه اولين بار ميبيننمون، ري اكشنشون خيلي بامزست
-پس شماها واقعا اكسوالارو دوس دارين؟ سياستتون نيست؟
^اگه شماها نبودين مام نبوديم، اينو هيچوقت يادت نره
-يااااا داري اشكمو در مياري
با خنده شروع كرد به نگاه كردن به بقيه ي كادوها
كه با ديدن يه كادو از خنده جر خوردم
«سلام اوپا من سوجينم ، لي سوجين، داشتم فكر ميكردم برات چي بفرستم كه ببيني چون تولدتم كادوي منو نديدي و مطمعنا اون رييس ايكبيريتون الان كادومو فرستاده ته آشغالا
واسه همين فكر كردم چيكا كنم چيكا نكنم كه كادومو حتما ببيني
واسه همين اينو واست فرستادم ، خيلي دوست دارم مرسي كه ناممو خوندي ، دفعه ي بعد يچيز ضايع تر ميفرستم»
-وايييييييي😂😂😂😂مايع لباس شويي مخصوص لباساي سياه - پودر ماشين ظرفشويي - دستكش ظرف شستن 😂😂😂😂
^فندوممون عالين
كادوي بعد كه نظرمو جلب كرد شورت بود
«سلام اوپاااا ، ازونجايي كه سبوتي واسه اكسوالا ارزش منده و هميشه بايد تو سلامت كامل باشه واست شورت ضدحريق خريدم ، مواظبش باش، قراره بعدا كونتو بذاريم موزه، دوست دارم ، اكسوال آلويز ساپورت ده سبوتي ❤️»
-جرررررر خوردمممممممم 😂😂😂😂😂😂😂
^يكي گوشاي چان يكي شيكم بك يكي كون من، هميشه توسط اكسوالا محافظت ميشن
«سلام سهونا، تو منو نميشناسي ولي من تورو ميشناسم، بعله ! من زن آيندتم ❤️ واسه همينم واست پستونك فرستادم كه از الان يادآور بچه ي آيندمون بشم ، شب زود بيا خونه ، دوست دارممممم »
-وااااايييييي😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
واقعا داشتم جر ميخوردم، يكي از دليلاش اين بود كه اگه من باهاشون دوست نميشدم هر كدوم ازين كادوها و نامه ها ميتونست مال من باشه
بعدي يه پوستر بود با يه عكس فتوشاپ شده از يه دختره كنار سهون و پوستر بقلي هم يه عكس فتوشاپ شده از لب گرفتن چاني و بكي بود و زيرش نوشته بود -چانبك فوراور-
^آريانا انصافا اين پوستر چانبكه كار تو نيست ؟😂😂
-وااااي عاليههههه 😂😂😂😂😂😂😂😂😂
^يعني اكسوالا عالين، مهم نيست كنفرانسه جنگيه فيلم منه سخنراني رئيس جمهوره ، هميشه يكي با پوستر چانبك يه گوشه وايساده
^يبار تو يه كنسرت يكي يه پارچه ي خيليييي خيلييي بزرگ آورده بود يه فتوشاپ +١٩ از چانبك روش بود، انقد بزرگ بود يه ور سالنو قسمت بالاشو گرفته بود ،كل كنسرت بك و چان رو به اون سمت اجرا نميكردن😂😂😂
از پله ها رفتيم بالا تا به كادوهاي لي برسيم ، نصفش بالشت بود 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
^راستي
-هوم؟
^چندنفر واسه توام كادو فرستادن
-جدي؟
^آره ولي اول ميديم باز كنن اگه مشكلي نبود برات بيارن
-من كيم كه بهم كادو بدن خو؟
^ميدونن هرجا ميريم هستي و زحمت ميكشي، ميشناسنت
-ميشه خودم باز كنم؟
^آريانا ..
-ميدونم ، ولي دليلي نداره كادوي بدي بگيرم ، اونا چيزي نميدونن
با اينكه منظورمو فهميد با قيافه ي مثلا متعجب گفت
^چيو نميدونن؟
لبمو گاز گرفتمو سرمو انداختم پايين
-چيزايي كه بين منو تو عه
^پس واقعا يچيزايي بينمون هست
واقعا از حرفم خجالت كشيدم
-نه خب بالاخره بي قصد ام كه بوده بازم...
^مثلا اينكه ما باهم رفتيم استخر
-سهون
^يا من دوبار بقلت كردم
-سهون
^تازه بوستم كردم
-س..
^ما ساعت چهار كنار ساحل باهم بوديم
-سسسسه..
^من از مدرسه ميبردمت خونت
-خفه شو
^يا اينكه يه شب كامل تو بقل من خوابيدي
با جمله ي آخرش نفسم حبث شد
صدام ميلرزيد ولي سعي كردم لحنمو محكم نكه دارم
-ميشه بس كني؟
^پس واقعا يچيزايي بينمون هست
-كادوهامو ميدي برم؟
بدون صبر كردن واسه جواب سه تا كادومو ورداشتم و از پله ها دويدم پايين
اولين بارم بود از كسايي كه نميشناختم كادو ميگرفتم
خيلي ذوق داشتم
بدون رفتن تو دفتر كارم نشستم رو يكي از صندلياي طبقه ي دوم
و تصميم گرفتم براي كادوي اول جعبه ي فلزي قرمزيو باز كنم كه روش پاپيون مشكي داشت
"صداي آريانا بود؟
بكهيون بدون جواب دادن به سوال چن و بدون آسانسور تا طبقه ي دوم دويد
يه نگاه به كادوهاي رو زمين افتاده و يه نگاه به چشاي خيس و متعجبم كرد و بدون حرف اضافه از رو زمين بلندم كرد
*بريم
-ب..بكي
صدام ميلرزيد، اشكام بند نميومد
-ب..كي من مگه چيكار كردم
*بيا فعلا بريم
-نه وايسا.. وايسا
*بريم آريانا
-وايسا جمعشون كنم من ريختمشون اينجا
*آريانا
صورتش از عصبانيت قرمز شده بود
دستمو كشيد و بدون هيچ حرفي دكمه ي آسانسورو براي طبقه ي چهارم زد ولي آسانسور طبقه ي سوم وايساد
و بقيه ي اعضا كه معلوم بود تا اونجا دويدن با قيافه ي نگران نگام ميكردن
~آريانا
-جا..نم
سوهو كه انگار نميخواست ادامه ي حرفشو بگه چشاشو رو هم فشار داد
دستش هنوز رو دره آسانسور بود تا بسته نشه
~ببين آريانا
*حرف بزن سوهو
بكهيونو تاحالا انقد عصبي نديده بودم
أنت تقرأ
- 17X -
أدب الهواةفك نميكردم يروز ازت ياد كنم نه به عنوان يه طرفدار به عنوان خاطره كه روزي X17 بار قلبم برات بزنه وقتي روز 17 فروردين ميفهمم رمز گوشيتو گذاشتي 1717 و 17 بشه مقدس كدوم طرفداريو ديدي لياقت يه داستان عشقي واقعيو داشته باشه؟ شايد واسه همين از ترس صدام در...
