15

310 30 2
                                    

‎پوني به مناسبت افتتاح شعبه ي مغازش تو لندن مهموني تو باغ خونش گرفته بود
‎به ميز خيلي دراز با كلي غذا وسط درختا و شب و نور شمعاي رو ميز همه چيو فوق العاده كرده بود
‎سعي كردم يكم خانومانه تر لباس بپوشم
‎واسه همين يه پيرهن زرشكي تنگ پشت باز و كفش پاشنه بلندو انتخاب كردمو بر خلاف عادت موهامو صاف فرق وسط دورم ريختم و چشمامو دودي كردم
‎بك با سوت و سوييچ تو دستش اومد سمتم
‎-اوه اوه، همش بايد حواسم امشب به تو باشه كسي نگات نكنه كه
‎+بكييييييييييي
‎عين بچه ها پريدم بغلش، چقد دلم براش تنگ شده بود با اينكه فقط چهار ساعت بود نديده بودمش
‎-آيگووووو بچه كوچولو
‎+چه خوشتيپ شدي كثافت
‎-آره ديگه دختر خوب ديدي بگو يه حركتي بزنم، اگه قبول كنه البته
‎+قربونت برم مگه كسي هست از تو بدش بياد
‎-آره تو
‎+خفه شو ننر من عاشقتم
‎^بودويين تو
‎سوهو با عجله رفت تو و درو باز گذاشت

‎مثل هميشه سلام كردن به اون همه آدم كلي طول كشيد
‎سر ميز همه باهم حرف ميزدنو ميخنديدن، صدا به صدا نميرسيد
‎- سلام
‎وي برام دست تكون دادو نشست صندلي خالي بقلم
‎+سلام اوپا، خوبي؟
‎-بله شما خوبي؟
‎+آره خيلي، اينجا عاليه
‎-يكم سرده فقط
‎+اون كه آره باغه ديگه
‎-واسه پوني خيلي خوشحال شدم
‎+اون لياقت بيشتر از اينم داره
‎-آره.. پوني آرايشت كرد؟
‎+نه خودم
‎-اوووو آفرين
‎+چطور
‎-خيلي خوشگل شدي امشب آخه
‎سهون كه جلومون نشسته بود ليوانشو كوبيد رو ميز
‎يه لحظه چشام گرد شد، انقد تو اين مدت ديوونه بازي ازش ديده بودم كه ميترسيدم باز گند بزنه
‎^آب.. آب بده
‎وي كه انگار متوجه هيچي نشده بود با خنده گفت
‎-باشه سونبه آب ميدم چرا انقد بي اعصابي
‎^هي وي
‎-جانم
‎^ميخوام ازت يه خواهشي كنم
‎-بفرماييد
‎^دخترتو به من قرض ميدي؟
‎-دخترم..؟ دخترم كيه
‎^همين كه بقلته
‎-آ.. آريانا؟
‎^آره مگه دخترت نيست
‎-ن .. نه
‎^من معمولا به دخترايي كه باهاشون دوستم ميگم چه خوشگل شدي يا وسط كمپاني سه ساعت باهاشون حرف ميزنم، شايد فقط من اينطوريم
‎-.. راستش.. من فقط با ايشون دوستم .. يعني..
‎^حالا قرض ميدي يا نه؟
‎-.. ب .. بله .. اصن من كي باشم ك......
‎^گفت قرض ميده، پاشو
‎چشام گرد شده بود، انقد از دستش عصباني بودم كه اگه ازش نميترسيدم كل بشقاباي ميزو تو سرش خورد ميكردمو بعدم تو ظرف سوپ خفش ميكردم
‎چه فكري پيش خودش ميكرد؟ با اين كارا بزرگيشو به رخ ميكشيد؟ اينكه خيلي قدرت داره؟ و هردفعه كسايي مثل وي رو خجالت زده ميكرد
^اوي عوضي، با من ميرقصي؟
بقل ميزم وايساده بود و با لبخند نگام ميكرد
-لبخند مليحت واسه چيه؟ احساس پيروزي ميكني يه كوچيكترو ضايع كني؟
يه چند ثانيه نگام كرد ،لپمو بوس كردو درگوشم گفت
^پاشو
يه لحظه تمام بدنم يخ زد، همه جام شروع كرد به لرزيدن
صداي آرومش تو گوشم قدرت حرف زدنمم گرفت
-ب..با..باز تو مست كرد..د..دي ديوونه شدي اومدي سراغ من؟
^انقد احمقي كه نميفهمي وقتي مستم فقط ميام سراغ تو
-بدبختي همينه ديگه. همش من بدبخت بايد جمعت كنم
دستشو حلقه كرد دور گردنم، چشاش خيلي خسته بود، با  لحن نا اميد گفت
^ميشه پاشي، حالم خوب نيست
-بقيه چه فكري ميكنن؟
^گورباباي بقيه، بذارم اينجا بشيني اين پسره نيم وجبي..اسمش چي بود..
-وي
^آها همون. اون بياد هي بگه چه خوشگل شدي چه فلانه
-واي ديوونم كردي، قبوله، ولي فقط چند دقيقه ها. زشته
يكي از خاطرات جالب اون شبم اينه كه تو حالت جالبي باهاش وايساده بودم
دو تا دستاش بقلاي كمرم بودو منم دو تا دستامو عمودي از پايين گذاشته بودم رو سينش و اونم تو حالت خواب سرش رو شونه ي من بود
-انقد خسته اي ؟
^خيلي خستم
-بخواب خو
^نه ازون خسته ـا
-خسته ي فلسفي
^خفه شو بي نمك
-مست ميكني گوگولي ميشي، عين بچه ها
^دوس داري؟
-آره.. ولي اگه هميشه گوگولي باشي دلم واسه اون عوضيه تنگ ميشه
^پس عوضيرم دوس داري
-اوهوم.. اگه بام قهر نكني و انقد گير ندي هميشه دوست دارم
^شايد يچيزايي ميدونم كه گير ميدم
-ميدونم به فكرمي و هميشه ازت بخاطرش ممنونم، ولي ميدوني كه خيال بافي ميكني
^سعي ميكنم كمتر گير بدم، راستي من فقط دو پيك خوردم خيلي ام مست نيستم
موهاشو از رو پيشونيش دادم بالا و پيشونيشو بوس كردم
-همونقدشم ضرر داره
نميدونم شايد منم تو حال خودم نبودم، يا شايد جفتمون خودمونو ميزديم به مستي و نفهمي، كه باز فردا كه تو شركت شديم سگ و گربه يادمون نياد سهون و آريانا تو بغل هم كل مهمونيو جلو اون همه آدم وايساده بودن

- 17X -Where stories live. Discover now