داخل اتاق تنها بودم، پنجره ی رو به دریا باز بود و هوای تازه وارد اتاق میشد.
به سختی نیم خیز شدم.
حقیقتا به دستشویی نیاز دارم. به آرومی از تخت پایین اومدم و با استفاده از تاج تخت از افتادنم جلوگیری کردم.
لرزش پاهام رو احساس میکنم.
آهسته آهسته خودم رو به دستشویی رسوندم و بخاطر سرما بازوهام رو ماساژ دادم. تموم چیزی که دیشب اتفاق افتاد از لا به لای افکارم گذشت.
پس دوره ی هیت اینه.
از چیزی که فکرش رو میکردم ترسناک تره. اما...اونقدر ها هم بد نبود. شاید بخاطر اینکه تحت کنترل جفتم بودم؟ میدونم که اون میتونست به طور جدی بهم آسیب بزنه و هرچند که به خواسته هام برای اینکه دست نگه داره توجه نکرد، ولی واقعا بهم آسیب نزد.
عضلات بدنم رو کشیدم و تصمیم گرفتم دوش بگیرم.
"پسر کوچولو؟"
جونی از اتاق خواب صدام زد، با فکر به چیزی که از من دیده بود خجالت زده شدم و جوابش رو ندادم.
بهرحال پیدام کرد. نگاهم رو به زمین دوختم و با بازوهام بدن برهنم رو تا حد امکان پوشوندم. خم شد و مجبورم کرد نگاهم رو بالا بیارم.
کاملا لباس پوشیده بود. اون واقعا خوب بنظر میرسه.
"حالت خوبه؟ هنوز درد داری؟"
انگشت هاش رو بین موهام فرو برد. باز هم اون اسم...بیبی...به دلایلی دوسش دارم. سرم رو تکون دادم.
"میتونم دوش بگیرم؟"
لبخند زد، قبل از اینکه وان رو با شامپویِ توت فرنگیِ موردعلاقم آماده کنه.
"گرسنه ای؟ برات غذا درست کردم."
به نرمی گفت و قبل از اینکه چیزی بگم من رو روی بازوهاش بلند کرد. محکم گردنش رو گرفتم. بدنم رو داخل وان قرار داد و عضلاتم با برخورد به گرمیِ آب آروم شد.
"الان میام."
بعد از مدتی با یک سینی برگشت و اون رو در حالیکه داخل وان بودم توی بغلم گذاشت.
"نظرت درباره ی بیکن و املت چیه؟"
و همینطور یه لیوان آب پرتقال هم داخل سینی بود. نگاه متعجبم رو روی صورتش بالا اوردم.
"ممنونم."
هیچوقت به اینکه اون میتونه تا این حد فوق العاده باشه فکر نکرده بودم. بخاطر دیشب احساس گناه میکنه؟
"هر وقت تمومش کردی خبرم کن، من کمکت میکنم. باشه؟ و اگه تو بخوای امروز میریم اطراف جزیره رو بگردیم..."
حقیقتا پیشنهاد خیلی خوبی بنظر میرسه.
"میرم به یونگی زنگ بزنم تا وضعیت جیمین رو چک کنم."
ESTÁS LEYENDO
> MINE🌙[Completed]
Hombres Lobo-Persian Translation- -زمانی که خانوادهی فقیری مثل خانوادهی پارک این قصد رو دارند که دخترشون رو در ازای گرفتنِ پول، با پسر آلفای بزرگ قبیله معامله کنند، تصورش رو نمیکنن که فرار اون دختر همهی برنامه هاشون رو نقشه بر آب کنه! اون ها در برابر آلفای خ...
![> MINE🌙[Completed]](https://img.wattpad.com/cover/239123396-64-k141162.jpg)