Part 12

573 151 31
                                    

جیمین به استقبال یونگی و هوسوک رفت و با دیدنشون از دور دستی تکون داد.

با گفتن اینکه به موقع رسیدن اون ها رو به بخشی که قرار بود ماه رو رصد کنن،برد.

تهیونگ با خوشحالی به یونگی سلام کرد اما با دیدن هوسوک کنارش اخم کرد،چرا دوباره هوسوک با یونگی هیونگش بود؟

بعد از معرفی جونگکوک به اونها، به سمت تلسکوپ های مخصوص رفتن.

هوسوک:چقدر این تلسکوپ ها بزرگن!

جیمین نگاهی به جونگکوک که با فاصله ازشون ایستاده بود انداخت.حتما احساس غریبی میکرد!

به سمتش رفت و گفت

جیمین:بیا جلوتر کوک چرا عقب ایستادی؟راستی میتونم کوک صدات کنم؟

جونگکوک به چهره جیمین که با لبخند ملایمی بهش نگاه میکرد زل زد. مادرش هم اون رو کوک یا کوکی صدا میکرد.

نسبت به اینکه اون پسر هم کوک صداش کنه خیلی احساس راحتی نمیکرد اما بر خلاف میلش گفت

جونگکوک:آ...آره مشکلی نیست

جیمین:خوبه،بیا اینطرف ما با تهیونگ باید بریم سر اون یکی تلسکوپ

و دوتایی به جایی که تهیونگ ایستاده بود رفتن.

تهیونگ:چرا ما با تلسکوپی که یونگی هیونگ و جانگ هوسوک ازش استفاده میکنن ماه رو نمیبینیم؟

جیمین در حالی که چک میکرد تلسکوپ دقیق تنظیم باشه گفت

جیمین:تعدادمون زیاده طول میکشه بخوایم با یه تلسکوپ ماه رو ببینیم...از طرفی هم بهتره اونا تنها باشن

تهیونگ:چرا تنها باشن؟

جیمین شونه ای بالا انداخت.

جیمین:بیخیال چقدر سوال میپرسی

تهیونگ آهی کشید و سعی کرد توجهش رو به توضیحات جیمین درباره ماه اونشب بده.

اول تهیونگ ماه رو نگاه کرد و بعد از چند دقیقه با هیجان در حالی که از قشنگی ماه برای جیمین میگفت از جلوی تلسکوپ کنار رفت تا اون پسر که دست به سینه با چشم های باریک شده کنار جیمین ایستاده بود و بهش نگاه میکرد ماه رو ببینه.

جونگکوک به قرص ماه نگاه کرد اما یکدفعه گوشیش زنگ خورد و باعث شد هول کنه و به تلسکوپ برخورد کنه.

شماره نامجون هیونگش بود، بهش پیام داد که بعداً بهش زنگ میزنه.

دوباره با تلسکوپ به ماه نگاه کرد اما ایندفعه اون رو ندید و به جای اون نور زرد رنگ ملایم و کوچیکی‌ دید.

به احتمال زیاد وقتی به تلسکوپ خورده بود زاویه دیدش منحرف شده بود.

سرش رو چرخوند تا به جیمین بگه اما اون رو گرم حرف زدن با تهیونگ دید،انگار حضورش یرای اونها فراموش شده بود.

《 𝑷𝒐𝒍𝒂𝒓𝒊𝒔 》Where stories live. Discover now