•شرط آپ پارت بعد:ووت پارت های 58 و 59 باید+160 باشه.
اول ووت بده لابلی 🥰فردا صبح
جیمین خمیازه ای کشید و به چهره ی جونگکوک که مثل خودش خواب آلود بود نگاهی کرد و خندید.
مثل اینکه تا نصف شب توی کلاب نوشیدن و خوشگذروندن و فردا صبحش به سرکار رفتن اصلا ایده ی خوبی نبود.هر دو با وجود دوشی که گرفته بودن البته اولین دوش دوتاییشون! هنوز کمی گیج و خواب آلود بودن.
صبح وضع جونگکوک بهتر از جیمین به نظر میرسید پس اون تصمیم گرفت رانندگی کنه و الان هر دو توی راه پولاریس بودن.
جونگکوک با شنیدن خنده ی آروم جیمین بهش نگاه کرد و لبخند ملایمی زد.
جونگکوک:بیبی میتونی بخوابی تا برسیم
جیمین:نه! ...نمیشه وقتی تو هم خوابت میاد من بخوابم ولی واقعا کار احمقانه ای کردیم!
جونگکوک:من که صبح بهت گفتم بخواب،به عنوان رئیس میتونی هر موقع که بخوای نیای رستوران
جیمین:درسته رئیسم اما نه من از موقعیتم سو استفاده نمیکنم
جونگکوک:چه دوست پسر و رئیس وظیفه شناسی دارم!
جیمین:درسته پس قدرش رو بدون سر آشپز جئون
جونگکوک: معلومه که میدونم!
بقیه راه در سکوت طی شد و جونگکوک برای هزارمین بار به این فکر کرد که شناختن و حضور جیمین توی زندگیش بزرگ ترین خوش شانسیش بوده.
بعد از رسیدن به پولاریس جونگکوک مستقیم به آشپزخونه رفت اما قبلش گرفتن بوسه از دوست پسر شیرینش رو فراموش نکرد و با تذکر جیمین با بی میلی ازش جدا شد.
اون روز رستوران شلوغ تر از روز های دیگه بود و توی آشپزخونه هم غلغله بود،کارکنان از این طرف به اون طرف میرفتن و هر کسی مشغول کاری بود.
از شلوغی زیاد حتی سر و صدای تهیونگ که آروم ترین
سر آشپز بود هم در اومده بود، میپرسید چرا؟
چون قرار بود اعضای تیم فوتبال کره به خاطر بردشون اونجا جشن بگیرن و لحظه ی آخر تصمیم گرفته بودن این رو به پولاریس اطلاع بدن.جیمین درک نمیکرد چرا همه ی افراد مشهور و آیدل ها کار هاشون رو لحظه آخری انجام میدادن.
از این که امروز خونه نمونده بود خوشحال بود وگرنه مجبور بود به خاطر اون ها از استراحتش دل بکنه.نزدیک به نیم ساعت دیگه تیم از راه میرسیدن و تنها
نکته ی مثبت قضیه این بود که از قبل غذاهای مورد نظرشون رو انتخاب کرده بودن.فلیکس هر لحظه گزارش تمام بخش ها رو برای جیمین می آورد و درست زمانی که جیمین فکر میکرد هیچ مشکلی نیست متوجه شد شراب مورد نظر اون ها تمام شده.با کلافگی با کارخونه ی شراب سازی تماس گرفت و قرار شد فورا جعبه ای براشون بفرستن...

أنت تقرأ
《 𝑷𝒐𝒍𝒂𝒓𝒊𝒔 》
أدب الهواة《 پولاریس 》 ⚜️پارک جیمین صاحبِ رستوران معروف پولاریس توی سئول و جئون جونگکوک پسری که بر اثر اتفاقی در گذشته زندگیش دستخوش تغییراتی میشه و اون رو تبدیل به آدم دیگه ای میکنه. چه اتفاقی می افته اگه سرنوشت این دو نفر رو سر راه هم قرار بده؟(در حال آپ) •ک...