اول ووت و کامنت بده لابلی💕
مامور:بله آقای پارک،پارک جیهون
جونگکوک:کثافت عوضی!
تهیونگ متعجب و دستپاچه بود نمیدونست باید چیکار کنه. میخواست با جیمین تماس بگیره اما اول تصمیم گرفت همراه جونگکوک به اداره پلیس بره و بفهمه چه خبره.چرا پدر جیمین از جونگکوک شکایت کرده بود؟
نیم ساعت بعد
تهیونگ برای شیشمین بار بار جیمین تماس گرفت اما اون جوابی نداد.
از روی اضطراب پاهاش رو تکون داد، اون پلیس های لعنتی هم بهش اطلاعاتی نمیدادن و اجازه نمیدادن جونگکوک رو ببینه و باهاش حرف بزنه.بلاخره بعد از چند دقیقه تونست جونگکوک رو ببینه،حال جونگکوک اصلا خوب به نظر نمیرسید و لرزش دست هاش کاملا واضح بود و به چشم می اومد.
تهیونگ: جونگکوک نگران نباش دارم تلاشمو میکنم که آزاد بشی نمیدونم برای چی دستگیرت کردن!جیمینم هر چی باهاش تماس میگیرم جواب نمیده...
جونگکوک:شنیدی که همش زیر سر اون جیهون عوضیه،این شماره ی برادرم کیم نامجونِ لطفا باهاش تماس بگیر و بگو چه اتفاقی افتاده!
تهیونگ :باشه باشه...
و فوری شماره رو وارد گوشیش کرد، با غرغر مرد نگهبان به زور از اون قسمت بیرون رفت.
واقعا نگران اون پسر بود و علاوه بر اون نگران واکنش جیمین هم بعد از شنیدن این خبر بود._
بکهیون در حالی که سایت خبر های آنلاین اون روز رو چک میکرد قلوپی از قوه ی توی ماگ مورد علاقش خورد، با دیدن تیتر خبری چشم هاش درشت شد و به مانیتور نزدیک شد تا از درستی چیزی که دیده مطمئن بشه «دستگیری سرآشپز معروف رستوران پولاریس جئون جونگکوک»
نگاهی به جیمین که پشت میز مقابلش با خونسردی نشسته بود و کارش رو انجام میداد انداخت،به نظر نمیرسید مشکلی پیش اومده باشه وگرنه جیمین فوری به پولاریس میرفت.
برای مطمئن شدن از خبر روی لینک کلیک کرد و با دیدن عکس هایی از اون اتفاق که یک ساعت پیش توی سایت آپلود شده بود حسابی جا خورد.
اون خبر حقیقت داشت اما چرا؟یعنی چه اتفاقی افتاده بود؟و از همه مهم تر جیمین چرا اینقدر معمولی کارش رو انجام میداد؟حتما هنوز خبر دار نشده بود!
همون لحظه در اتاقشون باز شد و چانیول سراسیمه وارد شد.اول نگاهی به بکهیون انداخت و بعد به جیمین.
جیمین:هیونگ ترسیدم!
بکهیون نگاهی به چانیول انداخت به نظر میرسید اون هم خبر رو شنیده.
چانیول:جیمین...یه مسئله ای پیش اومده...
جیمین:وای نه...نگو که اون آلمانی ها بازم میخوان کنفرانس بذارن؟

YOU ARE READING
《 𝑷𝒐𝒍𝒂𝒓𝒊𝒔 》
Fanfiction《 پولاریس 》 ⚜️پارک جیمین صاحبِ رستوران معروف پولاریس توی سئول و جئون جونگکوک پسری که بر اثر اتفاقی در گذشته زندگیش دستخوش تغییراتی میشه و اون رو تبدیل به آدم دیگه ای میکنه. چه اتفاقی می افته اگه سرنوشت این دو نفر رو سر راه هم قرار بده؟(در حال آپ) •ک...